🗯 به نظر من ماجرای گالیله رو باید خیلی پیچیدهتر از این تصویر ساده و خطی دید؛ تصویری که این ماجرا رو اینطور نشون میده: "گالیله به کمک مشاهده و آزمایش در مقایل کلیسا قرار گرفت که حرفش بر اساس متن مقدس و زور سیاسی بود و این یعنی نزاع علم و دین". این ماجرا ابعاد مختلفی داره: مثلاً باید دید گالیله چه دلایلی برای حرکت زمین مطرح میکرد و مخالفان او چه دلایلی برای رد حرفهای گالیله داشتن؛ همچنین گالیله چقدر تونست با اتکا به مباحث تئوریک (مثل نورشناسی و معرفتشناسی) حرفش رو مستدل نشون بده و مخالفانش در ادعاهاشون چقدر به نورشناسی و معرفتشناسی متکی بودن؛ همچنین باید دید نظر بقیۀ فیلسوفها و دانشمندهایی که ما امروزه اونها رو "مدرن" میدونیم (مثل دکارت و کپلر) در مورد "دستاورد"های گالیله چی بوده؛ همچنین باید ببینیم نظر گالیله و کلیسا در مورد دین چی بوده. اون وقت میشه تصمیم گرفت که آیا ماجرای گالیله رو میشه به عنوان "نزاع علم و دین" (نزاع تجربۀ مشاهدتی و متن مقدس) تلقی کرد یا نه.
🗯 من توی این یادداشت به بخش خیلی کوچیکی از ماجرای گالیله اشاره میکنم: مسئلۀ تلسکوپ. تلقی خطی و ساده اینطور توضیح میده که گالیله "کشف کرد" که انسان با استفاده از یه ابزار مشاهدتی (به اسم تلسکوپ)، میتونه مشاهداتی انجام بده که با فلسفۀ ارسطویی و متن مقدس تضاد داره و مؤید نظام کوپرنیکیه. سؤال: آیا افراد دیگه هم همون چیزی رو با تلسکوپ میدیدن که گالیله ادعا میکرد میبینه؟ باید به گزارشهای تاریخی رجوع کرد. ادوارد روزن تو کتاب «The naming of the telescope» به یکی از نوشتههای همون دوران (که در سال 1612 در ونیز نوشته شده) ارجاع میده. تو سال 1612 (یعنی دو سال ««بعد»» از انتشار کتاب «پیامآور ستارگان» توسط گالیله که در اون ادعا کرده بود اقمار مشتری رو با تلسکوپ ««مشاهده»» کرده)، ضیافتی برگزار میشه توسط یکی از آشنایان گالیله به اسم فردریک چزی که هم فرد پرنفوذی بوده به لحاظ سیاسی و هم آدم دانشمندی بوده. این ضیافت توی عصر پنجشنبه برگزار شد.
🗯 مشخصات شرکتکنندگان این ضیافت نشون میده که خیلی از این افراد آکادمیک بودن. قرار بوده که گالیله با تلسکوپ خودش، اون چیزی رو که ادعا میکرده، به طور "تجربی" نشون بده. بین 10 تا 15 نفر از طریق تلسکوپ ««مشاهده»» میکنن. نکتۀ جالب این ««مشاهدات»» اینه که تا ساعت یک بامداد این افراد مشاهده و بحث میکنن و در نهایت به توافق نمیرسن که دارن چه چیزی رو میبینن و توصیفات متفاوتی رو ارائه میدن.
اتفاق دیگهای که از این هم مشهورتر شد در اون دوران، ضیافت 24 و 25 آوریل سال 1610 بود. میزبان این ضیافت، ماجینی (یکی از مخالفین گالیله) بود. 24 استاد دانشگاه از رشتههای مختلف هم توی این ضیافت شرکت داشتن تا ببینن آیا میشه اون چیزی رو که گالیله ادعا میکنه، با تلسکوپ خودش دید یا نه.
🗯 فردی به اسم هورکی (که از شاگردان کپلر بوده) توی اون ضیافت حضور داشته و در مورد این ضیافت مطلب نوشت. هورکی مینویسه تمام شب رو بیدار موند و با تلسکوپ گالیله ««مشاهده»» کرد و به این نتیجه رسیده که این تلسکوپ تصاویر "فریبنده" نشون میده؛ به عبارت دیگه، نظر هورکی این بود که تلسکوپ باعث خطای دید میشه. همچنین هورکی به این اشاره میکنه که "همه" همین عقیده رو داشتن که تلسکوپ تصاویر معوجی از آسمون نشون میده و "این [نقد] گالیله را ساکت کرد و او با ناراحتی، صبح 26 آوریل منزل ماجینی را ترک کرد... بدون اینکه حتی از او بابت پذیرایی باشکوهش تشکر کند". ماجینی هم بعداً نامهای در مورد این ضیافت و اتفاقاتش به کپلر مینویسه و ماوقع رو توضیح میده. این گزارشها باعث میشه که کپلر به گالیله نامه بنویسه و ازش توضیح بخواد که چرا مخالفتها اینقدر زیاده. این رو هم در نظر داشته باشیم که نامههای کپلر و گالیله به هم، نشون میده که خودِ کپلر هم با بعضی ««مشاهدات تلسکوپی»» گالیله مخالف بود.
📢 آیا اصلاً این جزئیات اهمیت داره؟ به نظرم جواب این پرسش مثبته. از دل جزئیات همین نزاعها در طول تاریخ علم و بررسی این اختلافات و توجه به ««چگونگی خاتمه پیدا کردن»» این نزاعها، میشه فهمید که علوم طبیعی با چه سازوکاری جلو میره؛ و وقتی داریم در مورد علوم طبیعی حرف میزنیم دقیقاً داریم در مورد چی حرف میزنیم. همچنین بررسی این جزئیات ما رو از کلیگوییها و شعارهای نخنما مثل "علم یعنی آزمایش تکرارپذیر" یا "علم به طور کلی یعنی مواجهه با مشاهدات" یا "علم یعنی گزارههای ابطالپذیر" یا "علم یعنی پاسخ به پرسشِ چگونگی و نه چرایی" و ... دور میکنه.
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe