من با تخطئه ی مبارزات مردمی آشنا هستم. یکی کلا حق را ج ا می دهد زیرا انرا زمینه ساز حکومت مهدی می داند. یکی می کوید « روح زمانه» ی هگلی وقت سرنگونی را رقم نزده، یکی می کوید اینها همان «دمکرات های انقلابی » هستند و « رسالت تاریخی » مبارزه با آمپر یالیسم را دارند ، یکی می گوید امریکا و غرب باید بیایند تا موضوع حل شود ، و ... خلاصه کنم ، حق نان ؟ باشد! اما بهای انرا باید با بازوی خودمان بدهیم ، نان را از غرب گدایی نکنیم ، به امید رسیدن نان دزدی شده از جانب دیگری نباشیم . اما جان کلام ، معوق ماندن بعضی اختلافات مرزی میان دو کشور و یا عدم حل مناقشات قومی- ارضی دوکشور دیگر ، ، کوچکترین ریطی به ناتوانی ج ا در کشور داری ، فساد روز افزون وریزش نیروهایش ، اتمام ذخایر مالی و تضعیف بنیه ی نظامی - لجستیک آن ندارد. نظام در حال تضعیف روزافزون است، مخالفان کثرت عددی وکیفی بلا مناقشه ای دارند ، جنبش مردمی تنی نیرومند دارد که متاسفانه « سر » ندارد. سر را با غیرت ملی می توان حفظ کرد ، کافی است از شجاعت پیشگامان نفی بیت رهبری ، چه در قامت بیانیه ۱۴ نفره ، چه در اعتراضات کارگری ، چه جنبش ضد حجاب اجباری ، چه حق زندگی حیوانات ، چه طلب های صنفی معلمین ، اعتراضات دانشجویی ، اعتصابات رانندکان اتوبوس ، خونخواهی مادران داغدیده ی کشتار ۶۷ و ... تمام قد و یک صدا و همزمان پشتیبانی شود. آنگاه خواهیم دید سوراخ موش نا یاب می شود و همان حزب الله و حشدالشعبی هم ریش هایشان را دونیغه می کنند و ائودوکلن می زنند من با تخطئه نقش پیاده نظام آشنا هستم ، سر انجام آن سر و صدا ی مهیب جنگ هوایی است بی آنکه کسی از استخوان خود برای فتح زمینی مایه بگذارد. موافق دلگرم شدن یا بودن به « وظیفه نیرو های خارجی » نیستم اما اما باید از شرایط موازنه بین المللی نهایت استفاده را کرد. امریکا - به فرض آنکه متحد دائمی ندارد بلکه منافع دایمی دارد - منافعش با خواست مردم ایران همسو شده. اگر بگوییم نشده ، یعنی موقعیت موجود را رها کنید ، بروید آسوده بخوابید ، اتفاقی که مطلوب باشد ممکن نیست = مایوس باشید تا کامروا شوید !
بنده کسی خطتئه نکردم اصلا موضوع رو شخصی بررسی نکردم تخطئه در لغت به معنای اسناد خطا به کسی است. در اصلاح علم اصول فقه به معنای امکان احتمال خطا در رای مجتهد در دسترسی به حکم واقعی است.سه تاحالت که بیشتر وجودنداره یا جنگ که کسی علاقه ای نداره شروع بشه.یکی مذاکره است که مخالفهای جهانی جنگ و اصلاح طلبها و دولت علاقه داره و هنوز امیدی هست شاید امریکا امتیازات بیشتری بده و دوباره برجام بنویسن .حالت سوم نه جنگ میشود و نه مذاکره میکنیم که محتملترازبقیه است که همین تحریمهاسخت تربشه و کمبودغذاودارو و بقیه اجناس اتفاق بیفته و بقول علم الهدی ج.ا.تصمیم بگیره امام حسین برای اب مذاکره نکردو اب جیره بندی کرد.مشکل ج.ا.با غرب خیلی سختتراز اختلافات مرزی بین دوکشوره بندهم گفتم که متاسفانه چون باعث اختلاف جدی بین اعضای شورای امنیت شده مسلما حل شدنش خیلی خیلی بعید بنظر میرسه مگراینکه قدرتهای جهانی به نتییجه مشترکی برسن.صرف بی کفایتی یک حکومت باعث سقوطش نمیشه.حتی اتحادملت علیه یک دولت هم باعث تغییرنمیشه.توان پیاده نظام مخالف درحد تغییر نظریات ج.ا.نیست.
بسیار خب. شما به زمره ی معتقدان نظریه « تعیین تکلیف ملت ها توسط نیرو های فرا ملیتی » تعلق دارید. تعداد معتقدین این نظریه همکم نیست ، علت اصلی آن هم در ناباوری به فدرت مردم در حق تعیین سرنوشت آشان باز میگردد. این نظریه از اساس استدلال خود با نظریه مصباح یزدی که معتقد است « مردم عددی نیستند که علیه ولایت حقه ی اللهی فقید مجتهد » ابراز حق حاکمیت کنند - تفاوت اصولی ندارد . تفاوتش در آن است که شما جای « الله » را با نیروی خارجی جایگزین کرده اید ، و مثل مصباح یزدی آب پاکی روی دست مردم می ریزید که مبادا به خودشان حق بدهند و یا امیدوار باشند که به واسطه مبارزه همه جانبه عمومی توفیق تعیین سرنوشت خویش را دارند. قبلا هم عرض کردم من با تمام نظریاتی که حق تعیین سرنوشت ملی توسط خود ملت( پیاده نظام) را «تخطئه» می کنند آشنایی کامل دارم.
باری قصد گزاف کویی ندارم ، ناصح هم نیستم اما امیدوارم مردم ایران با درک ضعف ج اا در حکمرانی و بهره جویی از شرایط مساعد بین المللی ( تعدی امریکا، همراهی اروپا - بتدریج- انفعال روسیه و چین ) نهایت استفاده را ببرند و با پرچم کردن مبارزات حق طلبانه امثال اسماعیل بخشی ، مریم ستوده و دختران خیابان انقلاب و.... شرایط مهیای درونی وجهانی را به هم پیوند دهند و از این جرثومه - به اعتقاد شما - شکست ناپذیر گذر کنند. نمی توانم برایتان توفیق ارزوکنم ولی سر شما سلامت و عمرتان مستدام ! تا بلکه در دوسه سال آینده باز هم درستی نظریات یکدیگر را محک بزنیم از شما آموختم که فشار حد اکثری امریکا باید « حد اکثری تر شود» تاجایی که برای حد آقل تردید جایی نمانده باشد - اما دریغ که همیشه عده ای در پیروزی تردید خواهندکرد
母亲 🌐
بعله متاسفانه حق تعیین سرنوشت برای مردم دربسیاری از مواردبازیچه دست قدرتهای خدای گونه قرار گرفته,البته ازنظر ج.ا.بنده کافرو دشمن یاحداقل غیرخودی بحساب میام و با وجوداینکه هیچوقت مخالف یا حتی منتقد اشکارنبودم و حتی بعداز اشتباهم در رای دادن دردوراول ریاست حمهوری خاتمی به احمدی نژادوقالیباف و رییسی رای دادم بخاطر توهین به نماینده ولی فقیه علم الهدی(که فقط طنز ملایمی درباره سخنان عجیب ایشون بود)به اداره اطلاعات احضارشدم نتونستم دوره تخصص رو تموم کنم و بعداز پنج سال صرف وقت و پول و انرژی وامید علوم و تحقیقات مجبورشدم ادامه ندم و الان یک دامپزشک بیکارم.بگذریم شوربختانه خیلی از ارزوهای مردمی در دهه های گذشته در تحقق حق تعیین سرنوشت نتیجش تولید موگابه دیکتاتور بعداز استقلال زیمباوه ازرودزیای انگلیس,بوتفلیقه دیکتاتور بعداز سالها مبارزه الجزایردربرابر فرانسه,جنگ داخلی موزابیک. تا همین جنگ داخلی اوکراین درراه استقلال کامل سیاسی دربرابرمسکو بوده.واقعیت تلخ اینکه مردم در خیلی از جاهای دنیا هنوزم مثل صرفوهای روسیه تزاری روی زمین خرید و فروش میشن نمونش مردم هنک کنگ که بعداز اتمام دوره اجاره ازچین عملا به بردگی سیاسی پکن مجبورشدن ودربرابربزرگترین ارتش زمینی دنیا هیچ شانسی برای ایجادیک خودمختاری واقعی ندارند.امیدوارم در دوسه سال اینده پیش بینی های بنده از لاینحل بودن این بحران بین المللی اشتباه باشه چون قطعا خودمن و خونواده بنده رو هم تحت تاثیرقرارمیده.امیدوارم روزهای روشن و زیبایی درپیشرو باشه
امیدوارم با پرچم کردن مبارزات حق طلبانه مردم شاهدتکرار انقلابهای فاجعه بار دهه های گذشته در هیچ جای دنیا نباشیم.امیدوارم بدبینی به اینده اشتباه و اینده ای ارام و پایداروپویا درانتظار ملت باشدامیین✋✋
یکی کلا حق را ج ا می دهد زیرا انرا زمینه ساز حکومت مهدی می داند. یکی می کوید « روح زمانه» ی هگلی وقت سرنگونی را رقم نزده، یکی می کوید اینها همان «دمکرات های انقلابی » هستند و « رسالت تاریخی » مبارزه با آمپر یالیسم را دارند ، یکی می گوید امریکا و غرب باید بیایند تا موضوع حل شود ، و ... خلاصه کنم ، حق نان ؟ باشد! اما بهای انرا باید با بازوی خودمان بدهیم ، نان را از غرب گدایی نکنیم ، به امید رسیدن نان دزدی شده از جانب دیگری نباشیم .
اما جان کلام ، معوق ماندن بعضی اختلافات مرزی میان دو کشور و یا عدم حل مناقشات قومی- ارضی دوکشور دیگر ، ، کوچکترین ریطی به ناتوانی ج ا در کشور داری ، فساد روز افزون وریزش نیروهایش ، اتمام ذخایر مالی و تضعیف بنیه ی نظامی - لجستیک آن ندارد.
نظام در حال تضعیف روزافزون است، مخالفان کثرت عددی وکیفی بلا مناقشه ای دارند ، جنبش مردمی تنی نیرومند دارد که متاسفانه « سر » ندارد.
سر را با غیرت ملی می توان حفظ کرد ، کافی است از شجاعت پیشگامان نفی بیت رهبری ، چه در قامت بیانیه ۱۴ نفره ، چه در اعتراضات کارگری ، چه جنبش ضد حجاب اجباری ، چه حق زندگی حیوانات ، چه طلب های صنفی معلمین ، اعتراضات دانشجویی ، اعتصابات رانندکان اتوبوس ، خونخواهی مادران داغدیده ی کشتار ۶۷ و ... تمام قد و یک صدا و همزمان پشتیبانی شود.
آنگاه خواهیم دید سوراخ موش نا یاب می شود و همان حزب الله و حشدالشعبی هم ریش هایشان را دونیغه می کنند و ائودوکلن می زنند
من با تخطئه نقش پیاده نظام آشنا هستم ، سر انجام آن سر و صدا ی مهیب جنگ هوایی است بی آنکه کسی از استخوان خود برای فتح زمینی مایه بگذارد.
موافق دلگرم شدن یا بودن به « وظیفه نیرو های خارجی » نیستم اما
اما باید از شرایط موازنه بین المللی نهایت استفاده را کرد. امریکا - به فرض آنکه متحد دائمی ندارد بلکه منافع دایمی دارد - منافعش با خواست مردم ایران همسو شده.
اگر بگوییم نشده ، یعنی موقعیت موجود را رها کنید ، بروید آسوده بخوابید ، اتفاقی که مطلوب باشد ممکن نیست = مایوس باشید تا کامروا شوید !
این نظریه از اساس استدلال خود با نظریه مصباح یزدی که معتقد است « مردم عددی نیستند که علیه ولایت حقه ی اللهی فقید مجتهد » ابراز حق حاکمیت کنند - تفاوت اصولی ندارد .
تفاوتش در آن است که شما جای « الله » را با نیروی خارجی جایگزین کرده اید ، و مثل مصباح یزدی آب پاکی روی دست مردم می ریزید که مبادا به خودشان حق بدهند و یا امیدوار باشند که به واسطه مبارزه همه جانبه عمومی توفیق تعیین سرنوشت خویش را دارند.
قبلا هم عرض کردم من با تمام نظریاتی که حق تعیین سرنوشت ملی توسط خود ملت( پیاده نظام) را «تخطئه» می کنند آشنایی کامل دارم.
باری قصد گزاف کویی ندارم ، ناصح هم نیستم اما امیدوارم مردم ایران با درک ضعف ج اا در حکمرانی و بهره جویی از شرایط مساعد بین المللی ( تعدی امریکا، همراهی اروپا - بتدریج- انفعال روسیه و چین ) نهایت استفاده را ببرند و با پرچم کردن مبارزات حق طلبانه امثال اسماعیل بخشی ، مریم ستوده و دختران خیابان انقلاب و.... شرایط مهیای درونی وجهانی را به هم پیوند دهند و از این جرثومه - به اعتقاد شما - شکست ناپذیر گذر کنند.
نمی توانم برایتان توفیق ارزوکنم ولی سر شما سلامت و عمرتان مستدام ! تا بلکه در دوسه سال آینده باز هم درستی نظریات یکدیگر را محک بزنیم از شما آموختم که فشار حد اکثری امریکا باید « حد اکثری تر شود» تاجایی که برای حد آقل تردید جایی نمانده باشد - اما دریغ که همیشه عده ای در پیروزی تردید خواهندکرد