⭕️ آرامش دوستدار؛ فیلسوفی که بیشتر در باره‌اش بحث خواهد شد

📌 دکتر فریدون آدمیت در نقد دیدگاه آرامش دوستدار معتقد است در هیچ دوره‌ای از تمدن ایرانی عقل تعطیل نشده بود


♦️مرگ آرامش دوستدار در ۹۰ سالگی، نزاعی بین منتقدان و علاقه‌مندان به آثار و‌ آموزه‌های فکری او درانداخته است که به دلیل این همزمانی، به شناخت افزون‌تر او و آثاری که از او به جای مانده و فکر و اندیشه‌ای که در پی این آثار است، خواهد انجامید، به‌خصوص در پیوند با گرانیگاه اندیشه او که ضدیت با دین، از هر نحله و گرایشی، به‌ویژه دین اسلام است.

از این منظر، می‌توان چنین پنداشت که دیدگاه‌های او در این دوره بیش از گذشته مورد طرح و بحث قرار گیرد، چرا که به‌خصوص در میان ایرانیان، گرایش‌های دین‌گریزانه، خداناباوری، سکولاریسم و گرایش به جدایی دین از سیاست و دولت، قوت و استحکامی افزون‌تر از پیش یافته است و می‌رود که خود به یک گفتمان قدرتمند و جدی در برابر اندیشه‌های دینی و حتی نگاه روشنفکران دینی بدل شود.

دوستی با جلال آل‌احمد

آرامش دوستدار دوم خرداد ۱۳۱۰ در تهران زاده شد و پیش‌بینی می‌شد که برای نودمین سال تولدش، برنامه و مناسبت و کنفرانسی برگزار شود، اما کمتر کسی به یاد چنین رخدادی افتاد و اکنون او، پنج‌ماه از سالگرد تولدش گذشته، در پنجم آبان ماه و پس از طی دوران طولانی بیماری، در شهر کلن درگذشت؛ شهری که پس از انقلاب ایران به آنجا رفت، ازدواج کرد، و در همان‌ جا در دل خاک جای گرفت.

آرامش برادرزاده احسان‌الله‌خان دوستدار بود که از یاران میرزا‌کوچک‌ خان جنگلی به شمار می‌رفت؛ مردی که در عین تحصیلات دینی اولیه، گرایش‌های چپ کمونیستی داشت. همین نسبت سبب شد که او با ذهنی انباشته از اخبار و اتفاقات سیاسی، حوادث پیرامون خود را رصد کند. دوره دبستان را در دبستان نوباوگان گذراند و در دوره دبیرستان و در مدرسه شرف، با جلال آل‌احمد به عنوان دبیر آشناشد؛ چهره‌ای که او نیز در آن سال‌ها در عین باورهای دینی، با آراء و افکار حزب توده و دوستان توده‌ای‌اش نیز غریبه نبود.

به گفته دوستدار، در فیلمی که از زندگی او در فضای مجازی قرار دارد، ( بیست‌ قرن سکوت؛ دیداری با آرامش دوستدار) جلال آ‌ل‌احمد تازه از دانشسرای عالی فارغ‌التحصیل شده بود که به عنوان معلم به مدرسه آن‌ها آمد. او البته گفت که رابطه‌اش با آل‌احمد در حد شاگرد و معلم خلاصه نماند و دوستدار، حتی زمانی که برای ادامه تحصیل به اروپا آمده بود، مکاتبات خود را با آل‌احمد مستمرا ادامه می‌داد. اگرچه، از همان دوران جوانی به گونه‌ای یاد می‌کند که به‌رغم فضای جوزده سیاسی آن سال‌ها، آلوده به سیاست نشد، و در حالی که دوستانی در هر دو طیف موافق و مخالف حزب توده داشت، اما خودش هیچ گاه گرایش حزبی و سیاسی نداشت.

در میزگردی که ده نوامبر ۲۰۰۷ در شهر بروکسل به مناسبت نمایش فیلم یادشده برگزار شد، آقای دوستدار از دوران نوجوانی و تاثیراتی که از کتاب‌های «سیرحکمت در اروپا» و «مرگ سقراط» محمدعلی فروغی گرفته است، یاد می‌کند و می‌گوید: «کافه‌نشینی هم می‌کردم، و به سینما و موسیقی کلاسیک هم علاقه زیادی داشتم و نقاشی هم می‌کردم و با عرفان و ادبیات هم دمخور بودم.»

۲۷ ساله بود که پایش به اروپا باز شد و به‌رغم آنکه در خانواده‌ای بهایی به دنیا آمده بود و بهایی‌ محسوب می‌شد، اما از همان دوران دیگر آن تقیدات مذهبی را رعایت نمی‌کرد، چرا که به گفته خودش در همان فیلم، نیچه و بعدها هایدگر و در نهایت ویتگنشتاین آموزه‌هایی به او بخشیدند که سبب شد تا تقریبا دلبستگی و چنگ‌انداختن به دینی خاص را به کناری نهد، و البته به منتقد سرسخت دین تبدیل شود. او در نهایت و پس از ۱۳ سال، با مدرک دکتری در فلسفه و نیز رشته‌های جانبی چون روان‌شناسی و دین‌شناسی، از دانشگاه بن در آلمان فارغ‌التحصیل شد.

ادامه مطلب...

🖌 حسن امرایی

Comments

Be the first to add a comment