❌به شما که از دور ایستادهاید
و از «جراحی» حرف میزنید.
نمیدانم این سطرها را با چه زبانی باید نوشت. با زبان خشم؟ با زبان خواهش؟ یا با همان صدایی که نصف شب، وقتی صدای انفجار میآید، بیاختیار میلرزد؟
چند روز است که بوی جنگ، بوی فلز سوخته و دود، توی هوا پیچیده. خبرها تندتر از نفس ما میدوند. تصویر ساختمانهایی که دیگر ساختمان نیستند. اسمهایی که دیگر فقط اسماند؛ آدمهایی که صبح از خانه بیرون رفتند و شب برنگشتند.
و شما… از آنسوی آبها، با کلمهها بازی میکنید. میگویید «جراحی». میگویید «بهای آزادی». میگویید «چارهای نیست».
کلمهها چقدر راحتاند وقتی سقف بالای سرتان امن است. وقتی بچهتان با صدای انفجار از خواب نمیپرد.
من هم منتقد این حکومت بودهام. من هم درد کشیدهام، زندان رفتهام، ما کم زخم نخوردهایم. اما بین اعتراض و آرزوی ویرانی، فاصلهای هست به اندازه جان یک کودک. به اندازه شهری که دیگر شهر نباشد.
شما برای چهار سرباز آمریکایی پیام تسلیت مینویسید—و تسلیت گفتن کار انسانی است، درست. اما برای صدها هموطن خودتان چه؟ برای آن مادر که کنار آوار نشسته و هنوز اسم پسرش را صدا میکند؟ برای آن دختر دوازدهساله که شمشیربازی را دوست داشت و حالا باید یاد بگیرد صدای موشک از صدای رعد چه فرقی دارد؟
میدانید جنگ یعنی چه؟
جنگ یعنی صف نان. یعنی خاموشی. یعنی بیمارستانی که برقش میرود. یعنی پدری که نمیداند فردا کار هست یا نه. یعنی بچهای که ناگهان بزرگ میشود، چون مجبور است.
آزادی اگر قرار است بیاید، آیا از لابهلای آوار میآید؟
روی فرش قرمزی که از خون پهن شده؟
اگر باور دارید این راه درست است، اگر فکر میکنید این درد لازم است—بیایید. همینجا. کنار ما بایستید. در همان خیابانی که ممکن است هدف بعدی باشد. سهم خودتان را از این «جراحی» بردارید. جنگ را از نزدیک نفس بکشید.
از پشت صفحهنمایش، خون همیشه انتزاعی است.
من نگرانم. برای ایران، برای آیندهای که دارد ترک برمیدارد. برای سرزمینی که به جای ترمیم، دارد تکهتکه میشود. نگران دختر خودم هستم—و دختر شما، حتی اگر هزاران کیلومتر دور باشد. جنگ مرز نمیشناسد؛ فقط دیر یا زود دارد.
این یادداشت از سر دشمنی نیست. از سر دلشکستگی است. از سر خستگیِ مردمی که سالهاست زیر فشار زندگی کردهاند و حالا باید زیر آوار هم زندگی کنند.
آزادی اگر قرار است بیاید، باید بوی زندگی بدهد.
نه بوی خاک سوخته.
فقط همین را خواستم بگویم. پیش از آنکه دیرتر شود.
هموطن شما
#آرش_دارابیان
❌Ellinne