🖋 تابو به معنی دقیق کلمه، شامل موارد زیر میشود:
الف) صفت مقدس (یا نجس) در اشخاص یا اشیا.
ب) نوعی ممنوعیت که نتیجۀ این صفت است.
پ) حرمت (یا نجاستی) که نتیجۀ شکستن این ممنوعیت است.
نقطۀ مقابل «تابو» در زبان پولینزی «نوآ» است که به معنی معمولی و عادی است. ... کلمۀ تابو در مورد بعضی از محدودیتهای آیینی نیز به کار برده میشود؛ ولی نباید آنچه را که شاید بیشتر در ردیف ممنوعیتهای مذهبی است، به عنوان تابو تلقی کرد.
🖋 در تابوهای مستقیم، هدفها عبارتند از:
الف) محافظت از اشخاص مهم مانند پیشوایان، روحانیان و غیره و اشیای ارزشمند در برابر خطر.
ب) حمایت از ضعفا، زنان، کودکان و به طور کلی انسانها در برابر «مانای نیرومندِ» [=نیروی جادویی] روحانیان و پیشوایان.
پ) جلوگیری از خطراتی که از تماس با اجساد یا خوردن بعضی غذاها ناشی میشود.
ت) حفاظت از اعمال مهم زندگی مانند تولد، تعلیم آیین به افراد و پذیرش آنها، ازدواج، اعمال جنسی و غیره.
ث) حفظ انسانها در برابر قدرت و یا خشم خدایان و شیاطین.
ج) حفاظت از جنینها و کودکان، که در رابطۀ عاطفی خاصی با والدین خود هستند، در برابر نتایج برخی کارهای خاص و یا حتی خوردن بعضی غذاها.
... در آغاز، مجازات تخلف از تابو را امری تلقی میکردند که خود به خود و به موجب یک ضرورت درونی پیش میآید، تابویی که از آن سرپیچی شده، خود به طور اتوماتیک انتقام میگیرد. در دورهای که مظاهر خدایان و شیاطین -که تابو را به آنها ارتباط میدهند- کمکم به وجود میآیند، پیش آمدن مکافات عمل را از جانب نیروی خدایان تلقی میکنند. در موارد دیگر -و شاید در اثر تطور بعدی مفهوم تابو- وظیفۀ مجازات فرد گستاخی که با خطای خود، همنوعان را به مخاطره میافکند؛ به عهدۀ جامعه قرار میگیرد. به این ترتیب است که آیین کیفر در ابتداییترین صورت خود، در جامعۀ بشری به تابو وابسته میشود.
کسی که تابویی را میشکند، خود در اثر این عمل به «تابو» تبدیل میشود.
📝 از مقالۀ «تابو» در دانشنامۀ بریتانیکا، نوشتۀ نورثکوت توماس
📝@philosophycafe