✅ در علم مدیریت بارها اشاره شده است که سیاستورزی در سازمانها ناگزیر است؛ نمیتوان سازمانی را یافت که مدیران و کارکنانش درگیر بازی قدرت نشوند. اصطلاح "سیاستورزی سازمانی" در توصیف ارتباط های سازمانی بسیار رایج است، و اساس مهارت سیاسی، مذاکره، نفوذ و متقاعدسازی است و آن را نباید لزوما با "از پشت خنجر زدن" و "زیرآبی رفتن" یکی گرفت.
🟢جرالد فریس، استاد مدیریت و روانشناسی دانشگاه فلوریدا در مصاحبه با ۳۰ مدیرعامل، ۵ نشانه را ذکر میکند که نشاندهنده مهارت پایین سیاسی است:
🔸پرت بودن: خبر نداشتن از تعامل و رفتارهای دیگران و همچنین برداشت بقیه از رفتار خودتان، آگاه نبودن از گروه بندیها و بلوکهای ذینفع. اگر از بده بستان های سازمان خبر ندارید، مهارت سیاسی شما تعریفی ندارد.
🔹تمرکز بیش از اندازه بر نتیجه: اگر فقط به دستاورد و نتیجه پایانی فکر میکنید، بدون آنکه چگونگی رسیدن به آن را در نظر داشته باشید، یک جای کار می لنگد. افراد با میلِ توفیقطلبی بالا که فقط به نتیجه می پردازند بدون آنکه دیگران را در نظر داشته باشند، باید مهارت سیاسی خود را بالا ببرند.
🔸خود را خوب نشان دادن: دیگران باید شما را باورپذیر بدانند، باید نشان بدهید خودتان هستید و کارتان نمایشی نیست؛ در خودشیرینی هم احتیاط کنید!
🔹سیاستگریزی و انزوا: مهارت سیاسی در خلا روی نمی دهد، باید با دیگران در ارتباط بود، اگر از قلعه خودتان بیرون نمی آیید و عافیتجویی میکنید، توفیقی نخواهید داشت. سیاست گریزی باعث انزوای بیشتر می شود.
🔹میل بیش از اندازه به محبوب ماندن: البته چهره خوب نشان دادن شرط سیاست است، ولی اگر "دوست داشته شدن" به هدف اصلی بدل شود، بدان معنی است که باید رویکرد خودتان را تغییر دهید./ راهنامه مدیر