ایران با آنهایی که رفتند چه کرده که حاضرند خواهرشان زیر آوار بمیرد اما کشور ویران شود؟ می‌پرسیدند شاید ما به حرف‌های آنها خوب گوش ندادیم. می‌پرسیدند شاید ما آنها را نادیده گرفتیم. شاید ما سهم قابل ملاحظه‌ای در رشد این همه تنفر داریم. 
تنفر مراتبی دارد. اینکه من روستای کودکی‌ام را دوست نداشته باشم یک چیز است، اینکه با آگاهی وارد پروژه‌ای شوم که طی ده سال رودابه‌های منتهی به روستای کودکی مرا خشک می‌کند و به متروک‌شدن آنجا منجر می‌شود یک چیز دیگر. بسیاری از ما مدرسه‌های دوران کودکی‌مان را دوست نداریم اما چند نفرمان حاضریم به حمایت کسی برویم که می‌خواهد با بمب‌گذاری در مدرسه کودکی‌مان از آن‌همه خشونتی که بر ما رفت انتقام بگیرد. چند نفرمان حاضریم بطور ضمنی از چنین کاری حمایت کنیم وقتی می‌دانیم بمب‌گذاری حتی در ساعت تعطیلی مدرسه حداقل خانواده فراش مدرسه را به کشتن می‌دهد. معلم‌ها را بی‌کار می‌کند، شاگردان مدرسه را متوحش و دربه‌در، چند نفرمان؟ 
تصور می‌کنم در بسیاری از گزاره‌هایی که معاشرین من به عنوان علت این حجم از تنفر و میل به ویرانگری طرح می‌کنند حقیقت‌هایی وجود دارد. اما در کنار همه آنها برای من مسئله عدم تعلق به وطن کمی تاریخی هم هست. وطن‌دوستی موضوعی‌ست که به کرات در تاریخ صدوهفتاد سال اخیر روشنفکری ما از آن صحبت شده‌است. به خصوص از ده سال پیش از مشروطه وطن‌دوست نبودن به عنوان یک درد و نقصان بزرگ توسط روشنفکران ایرانی طرح شده. آقاخان‌کرمانی معتقد است غیرت‌وطن‌دوستی در ایرانی‌ها ضعیف است. جایی در کتاب سه‌مکتوبش، حوالی سال ۱۲۷۲ شمسی، می‌گوید «یک باغیرت و همت در جمیع مسلمانان نیست. دیروز روسیه، قفقاز را از ایران گرفته و چندین‌هزارهزار مرد مسلمان را سربریده و هدف گلوله ساخته و زنانشان را شکم دریده، امروز مَقدم هر روسی را در ایران از عالم متبحر و هر سید محترمی مکرم‌تر می‌دانند و از هر جهت بیشتر رعایت می‌نمایند .. از طرف دیگر انگلیسِ حریص، افغانستان و بلوچستان و سند و هندوستان را مالک شده و منافع تجارت و زراعت و همه ثروت مسلمانان را که مالکانه تصرف نموده و کل رعایا و سکنه این حدود را به نظرِ بنده‌ی زرخرید نگاه می‌کند، باز مردم کرمان و شیراز و اصفهان مژده تسلط و پادشاهی انگلیس را به یکدیگر می‌دهند.» 
مراغه‌ای ده سال بعد از یادداشت‌های آقاخان‌کرمانی به صرافت افتاد وطن را تعریف کند. اصلا وطن‌ چیست که وطن‌دوستی بخواهد موضوعیت داشته باشد. او تعریف ساده‌ای از وطن دارد. «بدانند وطنی که به حب آن ماموریم همانا خاک پاکی‌ است که در آن به عرصه وجود آمده‌ایم و حفظ و حب همان فضا و در و دیوار گلین آن- که مسکن عیال و اولاد و ناموس ما و مدفن نیاکان ما و محل نشو‌ونمای ماست- بر ما واجب و فرض عین‌ است.» 
وطن مراغه‌ای به گمان من سرزمین کودکی‌ست و اعتبارش را از این می‌گیرد که ما را از نیستی به هستی آورده‌ است. به‌هستی آمدن انسان مانند حیوانات نیست. نوزاد هیچ موجودی مثل انسان در مراقبت از خودش ناتوان نیست. انسان برای دوام‌آوردن در هیات انسان به مراقبت زیادی احتیاج دارد. این مراقبت فقط به تامین غذا و سلامت محدود نمی‌شود. انسان حافظه دارد وبه واسطه همین حافظه تجربیاتش را در ذهن انبار می‌کند، از آن ادراک بیرون می‌کشد وآن را به زبان بیان می‌کند. ادراکاتی چون حس امنیت، لذت، شعف، دلبستگی، اندوه، وحشت. ما چیزی نیستیم چون همین حس‌های فهم‌شده در کودکی و وطن امکان فهم همین حس‌هاست. وطن زبان است. وطن امکان فهم دلبستگی با جاری شدن اولین مامان بر زبان و شنیدن خنده مادر است. وطن امکان درک حس شعف با دیدن ماهی قرمز در تنگ سفره هفت‌سین است. وطن امکان فهم حس لذت با گاز زدن پفک چی‌توز است. وطن این چیزهاست. وطن آنجاست که به اولین ادراکات انسانی اجازه بروز و شکل‌گیری می‌دهد و دوست‌داشتن آن به گمان من یعنی فهم ارزش این هستی‌بخشی. 
مراغه‌ای نه تنها وطن را تعریف می‌کند، بلکه از چیزی به نام حق موطنی هم صحبت می‌کند. او می‌گوید قانون باید به شکلی نوشته شود که همه حقوق ملت را پاسداری کند. او سه دسته حق را تعریف می‌کند حق متعلق به افراد وطن، حقوق اداره وطن و حقوق عمومیه وطن. اما مقدم بر این سه حق، حقی تعریف می‌کند به نام حق موطنی؛ حق متعلق به خود وطن. او در تعریف حق موطنی می‌نویسد. «عبارت از حفظ آزادی و استقلال وطن است و فراهم آوردن اسباب انتظام امور و سعادت حال سکنه آن خاک پاک، که ایرانش خوانیم و وطن خود دانیم.» 
ما هست‌بودن را نه تنها وامدار والدین‌مان که وامدار سرزمینی هستیم که برای ما امکان‌هست بودن را فراهم کرده‌است. سرزمینی که فقط یک مرز جغرافیایی نیست، خاطره است، زبان است، و مهم‌تر از همه اینها فهم ما از اساسی‌ترین ادراکات انسانی‌ست. از‌این‌رو وطن هویت را می‌سازد. از این‌رو بی‌وطنی را بی‌هویتی می‌خوانند و به همین‌دلیل هم هست که وطن شایسته مراقبت و نگهداری‌ست.

Comments

Be the first to add a comment