روشنایی پيش می‌آيد
و مرا در بر می‌گيرد
دنيا زيباست
و دستانم از اشتياق سرشار
نگاه از درختان بر نمی‌گيرم
كه سبزند و بار آرزو دارند
راه آفتاب از لابلای ديوارها می‌گذرد
پشت پنجره درمانگاه نشسته‌ام
بوی دارو رخت بربسته
ميخك‌ها جائی شكفته اند
می‌دانم.
اسارت مساله‌ای نيست
ببين!
مساله اينست كه تسليم نشوی ...

"ناظم حکمت"

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment