.
حکایتِ یک زن از میان هزاران؛ برای منشی شدن بَر و رو نداشتم، برای نظافتچی شدن زور بازو!
.
میگوید: قصه من، قصهای تکراری است؛ همه زنهایی که اینجا کار میکنند، روزگارشان مثل من است؛ یا همسر ندارند یا همسرشان کارگر از کارافتاده است یا معتاد است و نمیتواند خرجی بدهد. من چهار سال است که بار زندگی را یک تنه بر دوش میکشم؛ اوایل توی خانه خیاطی میکردم بعد دیدم درآمدی ندارد؛ زدم به دستفروشی.
او که باید خرج دو پسرِ خانهنشین را با همین فروش جوراب و روسری به زنهای سوار بر واگنهای مترو تامین کند؛ میگوید: سال به سال، هم سفرههایمان آب رفت، هم سقف بالای سرمان تنگتر شد؛ یک خانه دو اتاقه را پس دادیم و حالا در یک اتاق، سه نفری شب را به صبح میرسانیم؛ دود سیگار پسرها و کخ کخ سرفههای من، آهنگ شبهای ماست؛ شبهای غمناکی که قرار نیست پایانش سپید باشد.
.
برای خواندن متن کامل روی تصویر کلیک کنید.
#دستفروشی #زنان #فقر #بیکاری #۲۷دی۹۹ #16Jan2021
ارسال فيلم، عکس و مطلب به ما:
▫️Telegram ID:
@iranncmedia 👈@irannc