📌درمورد ولایتفقیه مثل دیگر اصول قانون اساسی ما با دو موضوع مواجهیم؛ التزام و اعتقاد. بسیاری ولایتفقیه را قبول ندارند، اما به حاکمیت قانون و نیز قانون اساسی ملتزم هستند. پس باید از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند.
📌در قراداد اجتماعی لازم نیست تمام شهروندان یک کشور معتقد باشند نظام سیاسی حاکم بهترین است. مهم رعایت قوانین توسط همگان است.
📌به کسانی که ولایت فقیه را بهترین نظریه سیاسی و حکومتی میدانند، پیشنهاد میکنم خود آن را از قانون اساسی خارج کنند تا بهعنوان یک نظریه سیاسی مهم باقی بماند.
📌از زمانی که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد، که به نظر من بزرگترین اشتباه ما بود، جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون تبدیل شد و مشکلات بسیاری پدید آمد.
📌ساختار سیاسی ما از یک دوگانگی رنج میبرد. مردم به رییسجمهوری با وعدههای خاصی رای میدهند ولی رهبر اجرای عکس آن وعدهها را انتظار دارد.
📌یا باید اختیارات و وظایف رئیسجمهور را به رهبر بدهیم و او را انتخابی، پاسخگو و مدتدار کنیم یا اختیارات و تکالیف ولیفقیه را به رییسجمهور دهیم.
📌روحانیون بهمیزانی که با مردم صمیمی و نزدیک شوند، بههمان میزان حکومتها مجبور به حرفشنوی از آنها خواهند بود.
📌روحانیون با واگذاری مسئولیت حکومت ضریب اثرگذاری خود را بالا خواهند برد و از گسترش دینگریزی جلوگیری خواهند کرد.
📌امروزه عراق با موج دینگریزی و روحانیتستیزی مواجه نیست با اینکه حرف اول را آیتالله سیستانی میزند، چراکه مسئولیت اداره جامعه با دولت و پارلمان است و تمام قشرها از دیندار تا سکولار در حکومت مشارکت دارند. مردم نیز خوب یا بد عملکرد حکومت را از افراد و احزاب میبینند نه از دین.
📌وجود ولایتفقیه در قانون اساسی یعنی مسئولیت حکومت با روحانیت است، پس محدودیتهای تحمیلی بر مردم و نیز قصور و تقصیرهای حکومت بهنام روحانیت نوشته میشود.
📌امروز در عراق آیتالله سیستانی مسئولیت ندارد چرا برخی خانمها بیحجاب هستند.
📌حکومت اسلامی بهمعنای اجرای اجباری احکام فقهی، همان اندیشه و الگوی طالبانی و داعشی است که میخواهد جامعه را با زور اسلامی کند. اما جمهوری اسلامی یعنی ارکان حکومت برخلاف دین گام برندارند و اگر قوانینی برخلاف اسلام تصویب شد، شورای نگهبان مانع آن شود.
📌ما مجازات دنیوی برای بسیاری از واجبهای فردی نداریم. هیچ فقیهی از شیعه یا سنی برای نخواندن نماز یا غیبتکردن یا عدم رعایت حجاب مجازات تعیین نکرده است.