ما انسانها ناخودآگاه زندگیمان را بر اساس ارزشهایمان طراحی میکنیم. اینکه بدانیم چه چیزی برای ما مهم است و چه چیزی اولویت ندارد، تکلیفمان را در تصمیمگیریها و مهمتر از آن، شیوه و کیفیت ارتباطمان با دیگران روشنتر میکند. در واقع، آنچه به آن «مهارت نه گفتن» میگویند، بیشتر از آنکه یک مهارت و تکنیک باشد، به طرز فکر، نگرش، مرزبندیها و ارزشهای درونی ما برمیگردد.
اینکه آیا: • هر جایی دعوتت کنند، برای حضور یا سخنرانی میروی؟ یا برای پذیرش دعوت، اصول و چارچوبی داری و به همه چیز «آری» نمیگویی؟
• با هر کسی در فضای حقیقی یا مجازی وارد رابطه و معاشرت میشوی؟ یا برای برقراری و تداوم دوستی و ارتباط معیار و ارزشهایی داری؟
• وقتی در طول این سالها به تدریج با فاش شدنِ شواهد و نشانههایی (بسانِ چِکهای مختلف) یکییکی پردهها کنار زده شده و چهره واقعی بعضی افراد روشنتر شده است، آیا ارزشهایت به تو میگویند که درباره تداومِ آن رابطه بازنگری کنی؟ یا برایت مهم نیست و همان مسیر قبلی را ادامه میدهی؟
اینها همان معیارهاییاند که ما زندگیمان را بر اساسشان طراحی میکنیم و اینگونه به دیگران هم پیام میدهیم چه چیزهایی برای ما مهم است و چه چیزهایی اهمیت ندارد.
و در این میان، فراموش نکنیم: صدای رفتار و عملکرد ما، همیشه رساتر از کلمات ظاهرا قشنگی است که بیان میکنیم.
بهانه نوشتن این پست، یک گفتوگوی جدی صبحگاهی با چند نفر از همکارانم در چند روز پیش بود… و البته موضوع داغ این روزها درباره لوکیشنهای فاش شده و چند موضوعِ مرتبط و نامرتبطِ دیگر... 🙂 #پادیادگیری #تفکر_پرسشگرانه پ.ن: تصویر مربوط به برگزاری کارگاه آموزشی "مدیر در نقش کوچ" برای برخی از مدیران صنعت بانکداری کشور است. #مدیر_در_نقش_کوچ #کوچینگ #کوچینگ_مدیران