صد كتاب قبل از صدسالگي (٨٨)

صحيفه سجاديه با ترجمه موسوي گرمارودي

سالها پيش در ديدار و گفتگويي صميمانه با رييس يكي از دانشكده هاي الهيات مسيحي كه كاركردش -مانند حوزه هاي علميه ما- تربيت روحانيون و مبلغان ديني بود، سخن به اهل بيت پيامبر رسيد و او گفت: بخشي از نيايشهاي امام سجاد، علي بن الحسين را به عنوان مناجات محراب روز يكشنبه خود برگزيده ام و به كشيش هاي جوان نيز تعليم داده ام.
من با شوق و شگفتي از او پرسيدم: با چه معياري اين بخش را از نيايشهاي صحيفه سجاديه انتخاب كرده ايد؟ او پاسخ داد: من صحيفه سجاديه را ندارم و اين دعا را به صورت اتفاقي در يكي از نشريات ديده ام. وقتي در ديدار بعد يك نسخه صحيفه سجاديه را براي او هديه بردم، بسيار خوشحال شد و با قدرشناسي و خوشنودي آن را هديه اي گرانبها دانست.
بعدها كه تجربه هاي عجيب و مشابهي را از دوستان خود شنيدم و ترجمه مقدمه اسلام پژوه و شرق شناس مشهور، خانم آن ماري شيمل در مقدمه ترجمه آلماني اش از صحيفه سجاديه را خواندم، هر بار دچار حسي دوگانه و متفاوت شدم؛
از سويي شگفتي و خوشوقتي از اعجاب و تحسين نخبگان غير مسلمان يا غير شيعيان در نخستين مواجهه و آشنايي با اين كتاب بزرگ و استثنايي، و از سوي ديگر تحسر و شرمندگي از كوتاهي و قدرناشناسي خودمان نسبت به اين گوهر قيمتي و گنجينه كم نظير.
بيهوده نيست كه اين كتاب، "خواهر قرآن" و بعد از قرآن كريم و نهج البلاغه سومين كتاب كلاسيك در متون ديني اسلامي و برجسته ترين اثر مكتوب در متون معرفتي با قالب مناجات و نيايش به شمار مي آيد.
اگر فرازهاي طوفاني و حيرت انگيز خطبه هاي امام سجاد در كوفه و شام به دست ما نمي رسيد، اگر عبارات نغز و مضامين عميق رساله حقوق زين العابدين نبود، اگر از سيره ستايش برانگيز و تجربه هاي درخشان دوران سخت و پرفراز و نشيب زندگاني علي بن الحسين نقلي در تاريخ يافت نمي شد، اگر از آن امام همام هيچ اثري جز اين كتاب باقي نمي ماند، صحيفه سجاديه به تنهايي براي نشان دادن عظمت و منزلت والاي حضرتش كافي بود و اهل دانش و آگاهي را انگشت به دهان و چشم بر آسمان مي گذاشت.
اين كتاب را زبور آل محمد و انجيل اهل بيت ناميده اند، زيرا همه كلمات و جمله هاي آن بوي روحانيت آسمان و رايحه معنويت عالم غيب مي پراكنند و شايد به همين سبب، مخاطباني از اديان و اقوام گوناگون شيفته اش مي شوند و با آن انس مي گيرند و غذاي روح خود را در آن مي جويند.
صحيفه سجاديه، گرچه كاملا هويت اسلامي و شناسنامه اهل بيت پيامبر را دارد، ولي به آيين و مذهب خاصي منحصر نمي شود. وگرچه روي خطابش با خداست، اما در حقيقت با "انسان" سخن مي گويد و نياز دروني هر انساني از هر محيط و موقعيت و خاستگاهي را در برمي گيرد.
از اين كتاب ارجمند، در زبان فارسي ترجمه هاي متنوع و متعددي در دست است كه غالبا خواندني و ارزشمند و قابل استفاده اند و انتخاب يك ترجمه از ميان همه آنها چندان آسان نيست، اما در مجموع و با معيارهايي چون صلابت قلم، دقت علمي، خوشخواني و رواني، زيبايي نثر امروزين فارسي و كيفيت عرضه اثر، شايد بتوان ترجمه دكتر سيد علي موسوي گرمارودي را به عنوان يك ترجمه گزيده معرفي كرد.
استاد موسوي گرمارودي، از سويي پيشينه تحصيل و فراگيري علوم بلاغت زبان عربي را در بالاترين سطوح داشته و از سوي ديگر يكي از برترين چهره هاي ادبي معاصر در نثر و شعر فارسي است و به همين سبب، جدا از آثار پژوهشي و تأليفات ادبي، ترجمه هاي او از قرآن كريم و نهج البلاغه خواندني و بسيار قابل توجه هستند.
زبان ترجمه او از صحيفه براي خواننده عمومي بسيار روان و شيرين و جذاب است و در عين حال رنگي از فخامت متن و اصالت تاريخي آن دارد و احساس دلپذيري از درك و دريافت مضامين زبان مبدأ را در خواننده ايجاد مي كند.
علاوه بر مقدمه خواندني مترجم كه با عنوان سرسخن در ابتداي كتاب آمده، پانوشتهاي دقيق و منابع بخش پاياني بر غناي اين اثر افزوده است.
سيزدهمين چاپ اين كتاب (با ويرايش مجدد و كامل مترجم) با سر و شكلي مطبوع و كاغذ سبك منتشر شده و صفحه آرايي زيبا و طراحي خوب و حجم كاربردي و خوش دستي دارد.
(يادداشت روزنامه شهرآرا)

محمدرضا زارئری

#فرهیختگان صدای فرزانگان

1 comment

Mohamad Moattari
حداقل یه جمله ازکتاب روبرای نمونه میذاشتی بدنبود