📚... از کتاب قصه هائی به پداران؛ فرزندان؛ نوه ها پائولو کوئیلو
✅توانایی راستین:
رامان یوگی استاد مسلم هنر تیراندازی با کمان بود. روزی محبوبترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود. اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند. به بیشهای در کنار صومعه رفتند به درخت بلوطی زیبایی رسیدند و رامان از میان حلقه گل دور گردنش گلی برداشت و روی شاخهای درخت بلوط گذاشت بعد خورجینش را باز کرد و سه چیز بیرون آورد. کمان زیبای اعلایش را یک پیکان و دستمال سفیدی با گلدوزی گل یاس. در فاصله ۱۰۰ قدمی گل رو به هدفش ایستاد و از شاگردش خواست با دستمال گلدوزی شده چشمهایش را ببندد. شاگرد دستور استادش را انجام داد. استاد پرسید تا حالا چند بار مرا در حال تمرین هنر اصیل و باستانی تیراندازی دیدهای شاگرد پاسخ داد هر روز و همیشه از ۳۰۰ قدمی گل سرخ را زدهاید. رامان یوگی چشم بسته جای پایش را روی زمین محکم کرد زه کمان را با تمام نیرو کشید به طرف گل سرخ روی شاخه بلوط نشانه رفت و پیکان را رها کرد. پیکان سوت کشان هوا را شکافت اما با فاصله زیادی به خطا رفت و حتی به درخت هم نخورد. رامان یوکی دستمال را از روی چشمهایش برداشت و پرسید به هدف خورد؟ شاگرد پاسخ داد به خطا رفت با فاصله خیلی زیاد. به نظرم میخواستی قدرت تمرکز فکر را یادم بدهید! و نشان بدهید که میتوانید معجزه کنید! رامان پاسخ داد: درس بسیار مهمی درباره قدرت تمرکز فکر به تو دادم وقتی که چیزی را میخواهی فقط روی آن تمرکز کن !