▪️«نمیتوانم انجامش دهم» ▪️ستگادین | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱
کاری از دستمان برنمیآید.
ما راهمان را جدا میکنیم.
استانداردهای ما همیشگی و قطعی نیستند. آنها در طول زمان و اغلب براساس موقعیتی که در آن هستیم تغییر میکنند.
این قضیه توضیح میدهد که چگونه فرقهها یا دیدگاههای افراطی شکل میگیرند. آنها کاملاً به یکباره بوجود نمیآیند، بلکه ذرهذره شکل میگیرند.
تا اینکه یک روز، مردم از خواب بیدار میشوند و با تعجب، متوجه میشوند که در حال دفاع از چیزی (یا انجام کاری) هستند که به وضوح اشتباه است...
سوال این است: اگر هیچکس دیگری این کار را نمیکرد، بر سر آن موضوع بحث و گفتگو نمیکرد و اصراری بر آن نداشت ما چه میکردیم؟ آیا این چیزیست که شما خودتان نسبت به آن به شدت احساساتی شدهاید، یعنی قبل از اینکه قبیله و رهبرش آن را به کار ببرد؟
ما میتوانیم از موسساتی که برای کسب سود و با اعمال فشار به شرکتکنندگان، آنها را وادار به زیادهروی میکنند، دور بمانیم. اگر قهرمانان افراطی هستند، تعجبی ندارد که شرکتکنندگان نیز به سمت زیادهروی سوق داده شوند. حتی در حرکتی قویتر، ما میتوانیم اصول اولیه خویش را به خودمان یادآوری کنیم: اینکه چه چیزی بیشتر از برندهشدن یا محبوبشدن اهمیت دارد؟
ایستادگی بر سر یک چیز، راه خوبی است برای اجتناب از اینکه کسی، چیز دیگری را با اصرار به ما تحمیل کند.
.