پيام خداحافظى ظريف در مقام وزير امور خارجه
.
🔸خدانگهدار

🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی‌منتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشه‌ها

سلام بر مردم دلاور ایران،

در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواری‌ها و بنده نوازی‌های‌ سخاوتمندانه‌تان سپاسگزاری می‌کنم. و همزمان برای تمامی نارسایی‌ها و کاستی‌ها پوزش ‌می‌خواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.

حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامی‌های ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.

کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.

می‌دانم که پاره‌ای از کارهایم را نپسندیدید:

گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقه‌ام از نمایندگان طالبان.

گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.

می‌دانم که برخی از حرف‌هایم برای گروه‌هایی از شما گران آمده است:

جمعی زبان تیزم در برابر قدرت‌های جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگی‌ام برای مذاکره را وادادگی.

گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه‌ تجربیات و یافته‌هایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.

بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاست‌ها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بوده‌ام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.

در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاست‌ها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.

مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمی‌توانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت می‌دهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجه‌ای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم

خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.

محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰



جان آگه با #فرهیختگان

1 comment

گناه لیبنتروپ آن نبود که پی‌گیر "منافع‌آلمان" بود، وزرای خارجه پیش‌وپس از جنگ آلمان هم همین‌کار را می‌کردند و می‌کنند.
گناه لیبنتروپ در نشست‌وبرخاست‌اش با مولوتوفِ گماشته استالین و بندوبست با او هم نبود.

گناه لیبنتروپ در گماشته هیتلر بودن‌اش بود. گناه او در این بود که او یک "نازی" بی‌شرم و بی‌اخلاق بود. گناه لیبنتروپ درآن بود که سخنگوی جنایت‌پیشگانی شد که نه به ملت آلمان رحمی روا داشتند و نه به هیچ ملت دیگری. گناه لیبنتروپ در آن دروغ و سالوس‌ مطلقا بی‌اخلاق بود که همه کارنامه حرفه‌ای‌اش شد. لیبنتروپ یک نیهیلیست تمام‌عیار بود!

محمدجواد ظریف را با هیچ وزیرخارجه "متعارف"ای در جهان نمی‌توان مقایسه کرد. ظریف را با لبینتروپ و مولوتف باید مقایسه نمود؛ وزیر خارجه‌ای توانمند و دانا و بی‌شرم‌ که خود را به دشمنان "انسان" و هرچه نیکی است فروخت!

اگر یک نکته رخشان(در میزان شرافت و اخلاق) بتوان در کارنامه محمدجوادظریف یافت، همان مصاحبه تفصیلیِ آخر کارش بود، که از آن نیز عذرخواست و این‌چنین خودش را از اعتباری که آن "صداقت" می‌توانست برایش به ارمغان آورد، محروم نمود.

یک وزیر آبروباخته و "سنگ‌استنجای شیطان شده" را چه زَهره‌، و چه مایه بی‌شرمی باید که دَم از "رستخیز ناگهان" و "رحمت‌بی‌منتهای" مولانای صافی و شوریده سر زند!
بجای این، محمدجواد ظریف باهوش‌تر آن است که نداند مصداق آن "برعکس" عطار شدست، که "او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش"! همه ایرانیان بر فضاحتِ نوکریِ جباران‌اش آگاه‌اند، و او این‌چنین مفتضح، همچنان درپی دلبریست...!

با فقیری گفت روزی یک خَسی
که تورا اینجا نمی‌داند کسی
گفت او گر می‌نداند عامی‌ام
خویش را من نیک می‌دانم کی‌ام
وای اگر برعکس بودی درد و ریش
او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش!