⚖️⚔️مشروطیت ایده‌ای بود برای قید زدن بر لاحدی قدرت و اینکه چگونه دولت و قدرت از طریق آن محدود شود و حقوق نقش برجسته‌ای در این محدودیت بازی می‌کند.

در اینجا باید بین ایده مشروطیت و دو مفهوم نزدیک با آن تفاوت گذاشت. نخست مفهوم دموکراسی است و دوم مفهوم لیبرالیسم. علت بررسی این دو مفهوم به این خاطر است که از آنجا که در ایران هرگز نظریه مشروطیت و اهداف آن تبیین نشده است، بسیاری از نویسندگان در توضیح و تفسیر مشروطیت ایران، مشروطیت را مترادف با دموکراسی و یا لیبرالیسم گرفته‌اند. از این‌رو از منظر این دو مفهوم به نقد مشروطیت در ایران نشسته‌اند و آن را ناکام دانسته‌اند، زیرا نتوانسته است به دموکراسی یا لیبرالیسم برسد.
در حالی که مشروطیت نقطه آغاز در تحدید قدرت لاحد است و در تطور تاریخی خود به این مفاهیم منجر می‌شود، نه اینکه در همان آغاز محدود کردنِ قدرت خودکامه، توهم پیدایش دموکراسی را داشته باشد.

به همین دلیل در اروپا نظریه مشروطیت ریشه در دوران سده‌های میانه دارد، اما بعدها و با پیدایش مفهوم مدرن مشروطیت این مفهوم با مفاهیم جدیدی مثل لیبرالیسم و دموکراسی هم‌زمان شد و به نوعی در سده‌های نوزده و بیست در این دو مفهوم ادغام شد.
====================================
⚖️تدوین قانون اساسی بر روی صفحات کاغذ تنها بخشی از تدوین قانون اساسی است و بخش دیگر آن کوشش‌های مدنی در سطح قدرت و رابطه نیروهاست.

ویژگی حقوق اساسی نیز همین است که با گذشت زمان و روابط قدرت روز به روز کامل‌تر می‌شود. البته این به شرطی است که نیروهای حاضر در قدرت، نهادهای سیاسی، احزاب و سایر گروه‌ها بتوانند به طرح ایده‌های خود بپردازند و قانون اساسی را غنی‌تر کنند.

قانون اساسی چنان‌که در ادامه خواهیم آورد همانند هر متن دیگری دارای نقائصی بود که رفع آن نیازمند گذشت زمان و تلاش نیروها بود.

📚خوانش حقوقی از انقلاب مشروطه ایران (تاریخ مفاهیم حقوق عمومی در ایران)، فردین مرادخانی، تهران، نشر میزان، ۱۳٩۶
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment