🚺تفاوت فمینیسم لیبرتارین با سایر شاخههای فمینیسم در چیست؟
🚺بخش2
فمینیستهای لیبرتارین در خصوص ماهیت و خطرات مردسالاری با سایر فمینیستها همعقیدهاند. جامعه مردسالار جامعهایست که در آن ساختار قدرت تحت سلطه مردان است، هم در روابط اجتماعی و هم در روابط فردی. بسیاری از فمینیستها بر این باورند که بیش از آنکه مردان زنان را سرکوب کنند، تعصبهای بنیادین یک جامعه مردسالار است که منجربه سرکوب زنان میشود. این ساختار اجتماعی جوامع مردسالار است که به طور ضمنی و گاه صراحتا، جایگاه زنان را نسبت به مردان درجه دوم میداند و اهمیت کمتری برای آنان قائل میشود. در جوامع مردسالار افراد بر اساس الگوهای مردانهای که به عنوان الگوی هنجار در نظر گرفته میشود قضاوت میشوند و «هنجار» آن چیزیست که مردان انجام میدهند. در نتیجه رفتار زنان تخطی از الگوی هنجار پنداشته میشود. اما این فرهنگ، همانند همه فرهنگها، غالبا برای افرادی که در آن پرورش یافتهاند مشهود نیست. در نتیجه بیشتر آنها مشکلی با فرهنگ جاری ندارند. آنها این ساختار مردانه قدرت را بههنجار و منطقی تلقی میکنند و برخی تا آنجا پیش میروند که به نظریه فمینیستی «مردسالاری» حمله میکنند بدون آنکه مفهوم آن را درک کرده باشند.
بِل هوکز، فیلسوف فمینیست، فمنیسم را اینگونه تعریف میکند: جنبشی با هدف پایان دادن به مردسالاری؛ تمام اشکال سرکوبهای مردسالارانه و بهطور کلی تمام اشکال سرکوب. اگرچه فمینیستهای لیبرتارین با این برنامه موافقاند، باید به یک نکته توجه شود. اگر فمینیستها بخواهند به «کلیه اشکال سرکوب» پایان دهند، از نقطهنظر یک فمینیست لیبرتارین پایان دادن به مردسالاری با استفاده از قوه قهریه دولت، با آن خواسته و هدف سازگار نیست.
از نظر ما، قوه قهریه دولت صرفا شکل دیگری از مردسالاریست. اینکه در دولت تعداد مردان بیش از زنان باشد و یا دولت متشکل از تعداد مساوی زن و مرد باشد، ماهیت ذاتا قهری آن را تغییر نخواهد داد. مقاله منتشر شده در انجمن فمینیستهای لیبرتارین[۱] در سال ۱۹۷۵ نیز بیان میدارد: «با روی آوردن به دولت صرفا شکل اجبارهای تحمیل شده بر زنان تغییر میکند و نه اصل آن. اگر قبلا بعنوان مادر و همسر مجبور میشدیم باری بر دوش بکشیم حال مجبوریم بعنوان مالیاتدهنده بار خدمات رنگارنگ دولتی را، از نظام نگهداری از کودکان گرفته تا دکتر و غیره، بر دوش بگیریم چرا که این خدمات (بظاهر رایگان) [اشاره نویسنده به خدماتی است که فمنیستهای غیرلیبرتارین حق (مثبت) زنان میپندارند. اشاره به دکتر کنایه است از حق (مثبت) جلوگیری از بارداری و سقط جنین و… که دولت باید هزینه آن را تامین کند. سردبیر] یا باید توسط مالیاتدهندگان تامین مالی شود و یا اینکه کسی را برای انجامش به بردگی بگیریم! روی آوردن به دولت برای حل مشکل، صرفا منبع سرکوب را از آشنایانمان (پدر، همسر و رییس) به مردسالارانی تغیر میدهد که نمیشناسیم. خیل عظیمی از قانونگذاران و بوروکراتها که به شکل فزایندهای در هر گوشه و کنار زندگی ما سرک میکشند».
از نظر لیبرتارینها، زنان – ویا مردانی- که تحت سلطهی قوه قهریه دولت هستند، نمیتوانند آزاد باشند. اگر یکی از اهداف فمینیسم دستیافتن به جامعهای باشد که زنان بتوانند در آن آزادانه و مستقل از سلطه مردان در خصوص زندگی خود تصمیم بگیرند، توسل به دولتی که در حال حاضر تحت سلطه مردان است، از نظر لیبرتارینها کمکی به تحقق این هدف نمیکند.
@cafe_andishe95