🎼 شهر خاموشخواننده: سحر زیبایی
آهنگ: جواد بطحایی
شعر: شفیعی کدکنی
شهرِ خاموش من! آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوهِ هَزارانت کو؟
میخزد در رگ هر برگ تو خونابِ خزان
نَکهتِ صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاهِ دشمن
شیههی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزهی تاتار چه حالی داری؟
دل پولادوش شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکدهها خاموشند
نعره و عربدهی باده گسارانت کو؟
چهرهها در هم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقفِ یکی زندان است
روشنای سحرِ این شبِ تارانت کو؟
توضیح:
در این تصنیف، بخشی از شعر حذف یا جابجا خوانده شده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing