نفحات کهن(سینا سنجری)
چند رباعی از کتاب عقربه های برنزی :
روزی وهم و خیال گم خواهد شد
قطعیت و احتمال گم خواهد شد
روزی که زمین به هیئتی ناممکن
در جاذبه ای محال گم خواهد شد
♦️
♦️
می خواستم از جان و جهان بگریزم
از هر چه حجاب در میان بگریزم
گیرم چو غبار از زمین برخیزم
آخر به کجای آسمان بگریزم
♦️
♦️
در اوج حضور مبهم لک لک ها
بر برکه عبور ترد سنجاقک ها
ما نیز میان آب و آبی حیران
با رویایی دمیده در سوتک ها
♦️
♦️
در تنگ ترین مجال پر می شوید
در ثانیه ای محال پر می شوید
با هیئت قو سپید می آید عشق
در خاطره ای زلال پر می شوید
♦️
♦️
باغی ست که عاشقان در آن می خوانند
منظومه سر دلبران می خوانند
تالار صداهاست جهان می شنوی
خاموش ترین کبوتران می خوانند
#سینا_سنجری
۱۳۷۸
Comments
Be the first to add a comment