در ضیافت  خدایگان بی داد
چهار پایه را کشید.

" تندیسی بی نام"
به خاک افتاد.

روی برگرداند،
سرد و سنگین،
همانند غروب  بی هنگام.

دگر،
توان در آغوش  کشیدن لیلایش را نداشت.!!

شب همچنان آرام،
شهر همچنان  خاموش!
تنی که به خاک افتاد،
و اویی که به خاک نشست.
با حسرت،
بازگویی آواز  دیرینه ی
" نه به اعدام "....

روهینا اخگر

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment