واعظی در شهر غزنین بر منبر، سخن عشق میگفت.
در پایان، واعظ اعلام کرد هرکس هرچیزی گم کرده است در میان این انبوه جمعیت آن را بجوید.
مردی خرش را گم کرده بود، بانگ برآورد که ای مسلمانان خرِ من را که دیده است؟
هیچ کس از خر نشان نداد.
مرد بیچاره ناآرام و غمگین به انتظار نشسته بود. امام از عشق سخن میگفت و وصف عاشقان میکرد.
پرسید در میان شما کسی هست که تا به حال عاشق نشده باشد؟
سلیم غافلی که میپنداشت عاشق نبودن مهم و نیک است برخاست و گفت: عمر درازی کردهام و هرگز مرا عشقی نبوده.
واعظ، مرد خر گم کرده را گفت: افساری بیاور و این مرد را ببر که آنچه در جستجویش بودی، اینجا یافتی.
مرد را بی عشق کاری چون بود
این چنین خر بی فساری چون بود
هرکه عاشق نیست او را خر شمر
خر بسی باشد ز خر کمتر شمر
📗 مصیبت نامه
🖌عطار نیشابوری
+ عشق را تنها منحصر به روابط انسانی نبین، عشق به موسیقی، کتاب، حرفه، طبیعت، هنر و و و
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing