هری وو، نویسندهٔ چینی-آمریکاییِ کتاب «بادهای تلخ»، که خود ۱۹ سال در کمپهای کار اجباری دولت چین کمونیستی اسیر بوده است، در
مقالهای به این اتفاق ناگوار اعتراض میکند که چرا بزرگترین کشتار تاریخ که در آن ۶۵ میلیون نفر کشته شدهاند برای جهانیان ناشناخته است. او به یک «طبقهکُشیِ» (کشتن همهٔ افراد یک طبقهٔ اجتماعی) بزرگ در چین اشاره میکند که در آن به تنهایی بین ده تا پانزده میلیون نفر از مالکان چینی اعدام شدهاند.
این اعداد نجومی نشان میدهند که دیکتاتوری خونخوار مائوئیستها در چین چه نکبت گستردهای به آن ملت عرضه داشته که حتی پشت نقاب جهش اقتصادی بلند آنها در قرن بیست و یکم هم قابل پنهان کردن نیست.
اول اکتبر، سالروز پیروزی انقلاب کمونیستی چین است که اکنون هشتمین دههٔ استیلای آن بر چین آغاز شده است. حتی در هشتمین دهه نیز، سیاست سرکوب قاطع دولت چین ذرهای نرم نشده و در همین هنگامه نیز، میلیونها نفر از دگراندیشان چینی، تحت فشار شکنجه، زندان، تبعید، ترک خانواده، اعزام به کمپهای شستشوی مغزی و... هستند. از این میان، مسلمانان اویغور، ساکنان سرزمین باستانی خُتَن (سین کیانگ)، از مشهورترین گروههای تحت ستم دولت چین هستند که از بسیاری از حقوق اولیه انسانی نیز محروم ماندهاند.
همین امروز اما، جواد ظریف، مسئول تبلیغات برونمرزی جمهوری اسلامی، در توییتی به زبان چینی، این «روز خجسته» را به مردم چین تبریک گفته بود. او نمایندهٔ جمهوری اسلامی است. مسلماً کسی که چهل سال مشغول به دروغپردازی و تبلیغ در دفاع و حمایت از جنایتکاران در کشور خودش بوده است، نمیتواند نسبتی با ظلمستیزی و دادخواهی ستمدیدگان داشته باشد و لذا تا اینجا چنین تبریکی قابل درک است، اما کسی که خود را ملزم به آرمان دفاع از مردم مسلمان فلسطین میداند، چگونه ممکن است که به قاتل و شکنجهگر میلیونها مسلمان دیگر، تبریک بگوید.
این تناقض زمانی معنای تازهای پیدا میکند که باور داشته باشیم، بزرگترین جامعهٔ تحت ستم در خود ایران را مسلمانان تشکیل میدهند. از کرد و بلوچ و... گرفته تا همهٔ دگراندیشانی که به هزاران بهانهٔ واهی تحت فشارهای حکومتی بوده یا هستند. روی دیگر این سکه پشتیبانی تمامقد از حکومت جنایتکار بشار اسد است که به بهانهٔ مبارزه با داعش و تکفیریون در سوریه، بیش از نیم میلیون نفر از مردم سوریه را با سلاحهای ایرانی و روسی به کام مرگ کشاند. این بزرگترین کشتار مسلمانان در ده سال گذشته بوده است.
با این فکتها و دهها نمونهٔ مشابه دیگر میتوان دریافت که این نظام و سردمدارانش نه ذرهای دغدغهٔ مسلمانان را دارند و نه به فکر منافع ملی ایرانند.
آرمان فلسطین یک بهانه است، یک سفره است. بهانهای برای تخلیهٔ شهوت کشورگشاییِ عمامهسیاهانِ نوکیسه و سفرهای برای اطعام کاسهلیسان زر و زور که برای پیشبرد اهدافشان از هیچ جنایت و خیانتی، هراسی ندارند.
______@ajibzad