نفحات کهن(سینا سنجری)
چند رباعی زیبا از محمد رمضانی فرخانی:
جز حلقه ی صحبت تو در گوشم نیست
جز پیرهن تو ، غرق آغوشم نیست
اما چه کنم که امشب ای ماه بلند!
بر بالینت ، چراغ خاموشم نیست
🔸
گفتا که : برآ! بر آستانی که منم
گفتم: نسزد ز دلستانی که منم
گفتا که: چه می شود تو را گفت_ و شنید
کس را نرسد به داستانی که منم
🔸
پرهیز ِ لوند باش و اقرار مکن
لب را بفرست و منع افطار مکن
تو کوزه ی می به دوش و من کاسه به دست
از پای فتاده ایم انکار مکن
🔸
فرمود در آ به سیم آخر بزنیم
اما اول لبی به ساغر بزنیم
زیرا که بسوخت راه و پایی نرسید
زیرا دستی نمانده بر سر بزنیم
🔸
گفتا: بر ِ من مگرد! این کار تو نیست
گفتم: به کجا روم که بازار تو نیست؟
بر هر طرفی شوم تویی در نظرم
آن کیست که محو ِ ماه دیدار تو نیست؟
🔸
بی خواب و خورم ، خُرد و خراب ِ تو منم
من آینه ام! بیا جواب ِ تو منم
از خیر ِ خلایق ِ دو عالم بگذر
ای عشق! مرا بچش! شراب ِ تو منم
🔸
Comments
Be the first to add a comment