▪️ تاریخ پلاستیکی، معماری پلاستیکی: شهرک سینمایی غزالی

🖋 نویسنده: فائزه‌ خطیب‌زاده| کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران

سینما مرز خیال و واقعیت است. دیدن خیال، آن هم به‌صورت ملموس و رنگی، بسیار دل‌انگیز است. در واقع، خیال، همان مایعی است که برای شکل‌یافتن به ظرفی نیاز دارد، ابزاری که توانایی تبدیلِ واقعیت معلق به خیالی قابل فیلم‌برداری داشته باشد. اینجاست که معماری می‌شود طول، عرض و عمق خیال ما.
این معماری به آجرهایی نیاز دارد، تجربه‌هایی از گذشته که خیالمان را باورپذیر کند، چیزی از گذشته: تاریخ. سازندگان و خالقان برای ایجاد آن داستان نو، اما ملموس، از آجرهای تجربیات قابل قبول مخاطبانشان استفاده می‌کنند. چیزی که قبلاً هم وجود داشته است، ولی نه به این‌گونۀ نو؛ تاریخی از قدیم، ولی به‌نحوی جدید. این اتفاق در تمامی ساخته‌های سینمایی رخ می‌دهد، اما در داستان‌های تاریخی که برچسب «بر اساس واقعیت» دارند، جلوه‌ای بیشتر پیدا می‌کند.
پس سه کلیدواژۀ مهم در این مسیر وجود دارد: خیال، واقعیت و تاریخ؛ خیال: چیزی که در ذهنمان است؛ واقعیت: چیزی که آن بیرون است، اما جسمی ندارد؛ و تاریخ که جایی بین این دو است، هم دورانی در آن بیرون بوده و هم حالا درون ذهنمان است. در واقع تاریخ، واقعیتی است که با کلمات و تصاویر به آن جسمانیت دادیم، اما این جسمانیت به قدرت جسمانیتی که سینما به خیال می‌دهد، نیست. حال برای تبدیل این سه کلیدواژه به یک روایت، از چسبی به نام معماری استفاده می‌کنیم. معماری می‌شود بستری برای تبدیل تاریخ، از خیال به واقعیت.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در وب‌سایت و کانال تلگرامی کوبه به نشانی‌های زیر بخوانید:

https://telegra.ph/fkh9-04-02
https://koubeh.com/fkh9/

🌆 #جستار_تصویری #نوروز۱۴۰۱
@Koubeh

Comments

Be the first to add a comment