🥚در ستایش مرغ کُرچ
راهیانه. مهدی سلیمانیهـ مهدی! ایدهی این سخنرانیت خیلی خوب بود. به نظرم پیاش رو بگیر.
آموزگارم میگوید. در جاده. در بازگشت از یک سخنرانی مشترک. فکر میکنم:
- خانم دکتر، فقط حرف بود. برسم تهران، صد تا ایده و حرف دیگه هجوم میاره. یادم میره اصن چی بود این موضوع. من مبتلای این ایده نیستم.
این فقط من نیستم. کافی است در چند جلسه سخنرانی باشید. در جمعهای روشنفکری. در مجامع دانشگاهی. در حلقههای معمول فکری. در گعدههای حوزوی. همهشان یک ویژگی مشترک دارند: ایدههای متعدد. گاه به جا.
اما با اتمام جلسه، سخنرانی، کلاس، همایش، کار تمام میشود. آن آدم، پی ایده را نمیگیرد. ایده، جایی در «زندگی»اش ندارد.
مرغ که کرچ میشود، تخم که میگذارد، چند وقتی روی تخم مینشیند. مستمر. آنقدر که تخم، جوجه شود.
ایدهها، تخم مرغاند. باید مرغ کرچ باشی، تا ثمر بدهند. وگرنه فراوان، تخم مرغهای رها شده.
در پژوهشهای این سالهایم درباره نهادهای مستقل فرهنگی، از انتشارات امام تا گنجور، یک نقطه مشترک هست: آنها، مرغ کرچ ایدهی کوچکی بودند. اما مستمر. آنچه «فراغت مستمر بارور» نامیدم.
مرغ کرچ کدام ایدهایم؟
👇Ellinne