⚫️ آخوند اسماعیل آذرینژاد:
ارغوان (دخترم) داشت صبحانه میخورد که به مدرسه برود. اخمو بود.
گفت امروز خودم پیاده مدرسه میروم با ماشین تو نمیام.
گفتم چرا؟
گفت هیچ همین جوری
خانمم بعداً بهم گفت بچهها مسخرهاش میکنند که بابات آخونده. آخوندها دزد هستند و....
پارسال هم حسین همیشه میگفت، قبل از رسیدن به مدرسه پیادهاش کنم.
@SepehrAzadi