بیایید با هم نگاهی به قبضهٔ همهٔ امور و شئونِ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی در نظام توتالیتر جمهوری اسلامی کنیم.
از روزی که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی شد، جریانی هدفمند با محوریت دستگاه امنیتی برای کادرسازی در همهٔ عرصه‌ها آغاز گردید.

آنچه از سعید امامی به یادگار مانده، این است که نخبگان، صاحب‌نظران و گروه‌های مرجع اصیل و واقعی حذف شده و گروه‌های مرجع دست‌نشانده جای آنها را بگیرند.

این یک نظریهٔ توطئه نیست. نصّ اعترافات سعید امامی است که بر جای مانده‌اند.

ارزیابی من از این سه دهه تلاش، این است که این جریان موفق عمل کرده و به اهدافش دست یافته است.

امروز، به سختی به تعداد انگشتان دست، هنرمند (با همان تعریف وارهولی‌اش)، ورزشکار، و به طور کلی سلبریتی، خبرنگار، استاد دانشگاه، سیاستمدار، کارآفرین، رسانه یا حتی فعال مدنی و اجتماعیِ غیر وابسته به دستگاه‌ حکومتی می‌توان یافت که حرفی مغایر با خواست حاکمیت را بازتاب دهند.

این می‌شود که عوام تحت یک بمباران اطلاعاتی همه‌جانبه به این گزینه می‌رسند که راهی جز جمهوری اسلامی نمی‌توان یافت.

وقتی از فعال حقوق حیوانات در تهران، تا کارشناس صدای آمریکا و مجری بی‌بی‌‌سی و زندانی سیاسی تبعیدی و استاد دانشگاه ایرانی-کانادایی و خوانندهٔ سنتی و ستون‌نویس نیویورک‌تایمز و اخبارگوی بیست‌وسی و امام جمعهٔ تربت حیدریه همه یک حرف را تکرار کنند، مخاطب راهی جز پذیرش این پروپاگاندای عظیم نخواهد داشت.

جنبش ناشناس‌نویسی که عمر بلندی هم ندارد، نوعی شکاف عمیق در این جریان هدایت‌شده ایجاد کرد و پرده‌هایی را که دهه‌ها با سرمایه‌گذاری و تلاش فراوان افراشته شده بودند، فرو انداخت. جنبشی که با سلب اعتبار از گروه‌های مرجعِ دست‌نشانده، مهمترین عامل تهییج قیام دی ۹۶ و پیامد آن، تغییر سوگیری افکار عمومی به سمت تغییر بنیادی در ساختار حکومتی و محتوای سیاسی نظام حاکمیتی بود.

چنین بود که سه دهه کوشش برای کادرسازی، توسط خود شهروندانِ قربانی به چالش کشیده شد و حکومت را مجبور کرد تا طرحی نو دراندازد.

این دقیقاً مثالی عینی برای همان عبارت «کنش در همنوازی» از هانا آرنت، فیلسوف آلمانی است که آن را بلای جان حکومت‌های تمامیت‌خواه برمی‌شمرد.

آرنت معتقد بود که کنش، زمانی به نتیجه می‌انجامد که به طور هماهنگ و خودجوش از سوی افراد جامعه پیگیری شود، درست مانند هماهنگی سازهای مختلف در هنگام نواخته‌شدن در یک کنسرت (همنوازی).

طُرفه اینکه، نقش خودتان در جایگاه یک شهروند به عنوان جزئی از اجزاء اجتماع را جدی بگیرید و با نگاه به آینده از تجربیات گذشته بهره ببرید. کافی است برداشت‌ها و مطالبات خودتان را بازتاب دهید؛ شما گروه مرجع آینده هستید.

______
@ajibzad

3 comments

زیبا و دلنشین و حقیقی
تحلیل ها و منطق شما رو بسیار دوست دارم بندهای اخر نوشته ی شما من رو بر بازتاب نظراتم در همین فضای مجازی مصمم تر کرد چرا که گاهی با این تفکر که از من چه کار برمیاد جز غرق شدن دراشک ناتوانی هایمان سکوت اختیار میکردم
ARK86046
I love you