۱۹ فروردین ۱۳۳۰  خیابان شامپیونه ،خانه شماره ۳۷ خودکشی کرد و چند روز بعد در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد

صادق هدایت در کتاب زنده به گور می‌گفت خودکشی در خمیره و سرشت بعضی ها هست و نمی توانند از دستش بگریزند.و در نامه به جمالزاده اشاره کرد ، از هر کاری زده و خسته و بیزارم و اعصابم خرد شده. مثل یک محکوم و شاید بدتر از آن شب را به روز می آورم و حوصله ی همه چیز را از دست داده ام. نه میتوانم دیگر تشویق بشوم و نه دلداری پیدا کنم و نه خودم را گول بزنم.نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته و دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله ی شکایت و چس ناله دارم و نه غیرت خودکشی دارم فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم مادر قحبه ای باید طی کنم.  همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست.

هدایت در عصر خود یکی از پیشگامان روشنفکری و روشنگری بود یادش گرامی

پی نوشت: هدایت وابستگی عاطفی شدید به حاجعلی رزم آرا (شوهرخواهر صادق هدایت) داشت به گونه ای که او را مثل پدر همراه و پشتیبان خود میپنداشت و 33 روز پس از ترور رزم آرا به زندگی خود پایان داد.

#صادق_هدایت

@flith

Comments

Be the first to add a comment