پارادوکس کافکایی نجات



«مسیح تنها فردای آمدن‌اش خواهد رسید، نه در واپسین روز، ‌که پس از رسیدن همگان.»

.‏Franz Kafka, Parables and Paradoxes

کافکا در این قطعه پارادوکسی را پیش نهاده است: رستاخیز مسیح «نجات‌بخش» نوش‌دارویی نابه‌هنگام است؛ منجی تنها وقتی از راه می‌رسد که پیش‌تر همه نجات یافته‌ باشند. تا وقتی نجات‌جویان خود را نجات نداده باشند، نجات‌بخش نخواهد رسید، و هنگامی که نجات‌بخش از راه می‌رسد، نجات‌جویان پیش‌تر خود به نجات رسیده‌اند، پس او را کاری نیست. منجی را چه کار با ناجیان؟

کافکا ادامه‌ می‌دهد: «پس‌آن‌گاه گورها بر خود خواهند شکافت.» فهم این سخن کافکا وقتی هموار می‌شود که بدانیم اشارتی نهفته به آیتی از انجیل متی (۲۷:۵۲) دارد،‌ آن‌جا که حکایت پس از مصلوب شدن مسیح (نجات‌بخش) ادامه می‌یابد.

روایت متی این است که از ساعت ششم تا نهم خشکی یک‌سره در تاریکی فرو رفت. سپس مسیح را شنیدند که چنین می‌مویید: «ایلیا، ایلیا (الیاس/خداوند؟)، چرا مرا وانهادی؟» کسی خواست نمی از سرکه بر لبان او بنشاند. دیگران‌اش بازداشتند و گفتند: «اکنون بگذار ببینیم آیا ایلیا (الیاس/خداوند) به یاری‌اش می‌آید.» مسیح ناله‌ای بلند برآورد و جان سپرد. و در این هنگام، ناگهان حجاب هیکل از بالا تا پایین دریده شد، زمین لرزید و صخره‌ها بر خود شکافتند.

در این سیاق روایی و زمینه‌ی معنایی است که سه آیه‌ی بعد برای کافکا الهام‌بخش پارادوکس ظهور و نجات می‌شود: «و گورها بر خود شکافتند؛ و پیکر‌های بسیاری از قدیسان که آرمیده بودند، برخاستند» (۵۲).

روایت این صحنه با حکایت رستاخیز/رجعت این‌جهانی مسیح در آیه‌ی ۵۳ ادامه می‌یابد: «و [قدیسان] از درون گورها از پی رجعت او بیرون شدند، و به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری پدیدار شدند.» با آیه‌ی ۵۴ عناصر پارادوکس کامل می‌شود. گویی حاضران صحنه‌ی مرگ مسیح و ناظران حوادث هولناک منتهی به ظهور نجات‌بخش و شاهدان آن تاریکی و زلزله‌ی سخت حالا دیگر به عین‌الیقین و بل‌که حق‌الیقین رسیده‌اند، «خوف و خشیت ایشان را فرا گرفت و دانستند که او به راستی پسر خدا بوده است.» و نجات هیچ نیست مگر همین اقرار و آگاهی.

با چنین متنی و در چنین زمینه‌ای است که دیگر رستاخیز و ظهور و رجعت نجات‌بخش نوش‌دارویی نابه‌هنگام بیش نیست، «مسیح تنها فردای آمدن‌اش خواهد رسید، نه در واپسین روز یا آخرزمان، که پس از رسیدن همگان.»

فروغ فرخ‌زاد هم‌ در پاره‌ای از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» احتمالا نظری به همین پارادوکس کافکایی یا منشأ مسیحی آن داشته، آن‌جا که سروده است:

«نجات‌دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی است به آرامش.»

این تلمیح مسیحی-کافکایی طرز و طرازی دیگر به لطفِ تلخ و تلخیِ نازدودنی و پاییزانگیِ ناگشودنیِ سخن فروغ می‌بخشد.

در سال‌شمار مسیحی، امروز سال‌روز رستاخیز مسیح است.

نخستین نسخه‌ی این متن در تاریخ سوم ژولای ۲۰۱۶، سال‌روز درگذشت کافکا، منتشر شد.

محمدمهدی مجاهدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/511

جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment