👆✳️ سازمان را به صورت «گاو» سازماندهی کنید!

✅ داستانی که می خوانید ممکن است خیلی دور از واقعیت و تخیلی به نظر برسد، اما در واقع این گونه نیست.

🔹سال ها پیش عکسی تبلیغاتی دیدم که تصویری از گاو را نشان می داد. روی بدن گاو خط هایی نمایان بود که قرار بود گاو را از آن قسمت ها قصابی کنند، زیر عکس گاو نوشته شده بود: «این یک گاو نیست، بلکه چارتی سازمانی است که بخش های مختلف سازمان را نشان می دهد.»

🔸اعضای بدن گاو واقعی نمی دانند «بخش های مجزا» از یکدیگر هستند، و به صورت هماهنگ کار می کنند. بدن گاو بخش های مختلفی دارد: قلب، ریه ها، کلیه ها، روده ها و مغز، در بدن گاو سالم هر بخش کار خودش را در حیطه خودش می کند در غیر این صورت با گاو مرده رو به رو خواهیم بود، اما همزمان همه آنها به طور روان و طبیعی با هم و به عنوان «كل» نیز کار می کنند؛

🔹به عبارت دیگر، در گاو زنده و سالم بخش ها «همکارانه » با یکدیگر کار می کنند. این کارشان هم به این دلیل نیست که مثلا مغز به ریه ها دستور دهد با کلیه ها همکاری کنند یا قلب دائما جایگاهش را به روده ها یادآوری کند، بله یک گاو!

🔸پس شما تنها یک سؤال را باید پاسخ دهید: آیا می خواهید سازمان تان مانند یک نمودار کار کند یا یک گاو؟ این سؤال بسیار مهم است. لطفا هر روز از خودتان بپرسید.

🔹من در دوره آموزشی آی ام پی ام دانشگاه مک گیل که یکی از برنامه های آموزشی ما برای مدیران است، همیشه درباره این استعاره گاو با مدیران صحبت می کنم. این دوره پنج بخش دارد که هر بخش در یک کشور برگزار می شود.

🔸وقتی که بخشی از دوره را در هند برگزار می کردیم، در هنگام عبور از خیابان های شلوغ بنگلور به ما گفته شد هنگام عبور از خیابان «همانند گاو قدم بردارید؛ یعنی همه گروه باید کنار همدیگر می ایستادیم و از خیابان رد می شدیم.

🔹همچنین به ما گفته شده بود به هیچ وجه کار غیر منتظره ای از ما سر نزند، پس به همین ترتیب، به آرامی از خیابان رد شدیم و ترافیک نیز به آرامی از کنار ما عبور می کرد.

🔸ما توده ای از افراد بودیم که به صورت یک کل منسجم و در همکاری با یکدیگر از لابه لای هرج و مرج (ترافیک) در حال پیشرفت بودیم.

🔹اکنون تصور کنید که افراد سازمان خودتان نیز به همین گونه عمل کنند: گروهی از افراد هستند که به صورت یک کل منسجم، در همکاری با یکدیگر، به طور مستمر از لابه لای هرج و مرج موجود در محیط اطراف پیشرفت می کنند. من این رهبری جمعی و هم سطح را «کامیونیتی شیپ» می نامم.
برگرفته از کتاب قصه‌های شب برای مدیران اثر هنری مینتزبرگ

https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment