یک آدم بی سر و پای بی سواد مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه، که بلیت راه آهن یا چیز بی مقداری مثل آن بفروشد...
همین آدم مفلوک فورا خود را محق میداند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیت بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند تا قدرت خود را به رخ شما بکشد و نگاه سرشار از نخوتش داد می زند که: «حالا صبر کن تا نشانت دهم! ...» و از همین مست می شود. آزار مستی میز همین است.
🖌 داستایفسکی
📕 شیاطین
برگردان: سروش حبیبی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing