آخوندی بار گندم خویش به آسیاب برد.
آسیابان که بیوه زنی بود گفت: 2 روز دیگر آردها آماده است،
آخوند با لحنی آمرانه گفت: گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم خرت (که سنگ آسیاب را میچرخاند) تبدیل به سنگ شود.
زن (آْسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری، دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!
@PN_KFP