وحدت ملی ، دستیاری ویژه اقوام و تجربه فرانسه - بخشی از گفتار دکتر کامروز خسروی :
《براي روشن شدن اين سياست يعني برجسته‌سازي زبان‌هاي محلي و قومي در آموزش و پرورش حتي براي کشورهاي قدرتمند و پيشرفته ، مرور تجربه‌ی فرانسه خالي از لطف نيست.دولت فرانسه چه در زمان رياست جمهوري ژاک شيراک و چه در زمان رياست جمهوري سارکوزي از امضاي قانون زبان‌هاي محلي و قومي اتحادي اروپا خودداري کرد و رسماً اعلام نمود که اين دستورالعمل را نمي‌پذيرد.
‏در بازبيني قانون اساسي فرانسه در ژوئيه ٢۰۰٨ نمايندگان مجلس، ماده‌اي را جهت درج در قانون اساسي فرانسه پيشنهاد دادند. ماده (١ ـ ٧۵) که در مورد زبان مردم فرانسه مي‌گويد : «زبان رسمي جمهوري زبان فرانسه است. زبان‌هاي محلي ميراث فرهنگي فرانسه به شمار مي‌آيند» اما همين قانون پيشنهادي نيز از سوي مجلس سنا به دليل ترويج مطالبات واگريانه و جماعت‌گرايي وتو شد.‏وزير فرهنگ وقت فرانسه خانم آلبانل نيز اعلام کرد که دولت فرانسه به هيچ وجه قانون موردنظر اتحاديه‌ی اروپا را امضاء نخواهد کرد.
‏اريک بسون وزير هويت ملي (خودِ وجود اين پُست در حد وزارت جالب توجه است) فرانسه نيز اشاره کرد که قانوني در فرانسه درباره‌ی زبان‌هاي قومي و محلي تصويب نخواهد شد.
‏به هرحال مشاور عالي در امور زبان‌ها در دولت فرانسه ، ساويه نورث در مصاحبه‌اي با مجل اکسپرس در ۵ فوريه٢۰١۰ گفت: «نمي‌توان ملتي يکدست و يکپارچه مانند فرانسويان را با کشورهايي که به سختي دستخوش عدم تمرکزاند و تقريباً فدراتيو هستند مانند اسپانيا، بريتانيا يا آلمان مقايسه کرد.‏در واقع اين سياست دولتي است که ششمين اقتصاد دنيا و عضو دايم شوراي امنيت، مسلح به سلاح‌هاي اتمي است و زبان آنها نيز به هيچ وجه در معرض تهديد نيست و بلکه زبان دوم تمدن مغرب زمين است و علاوه بر اروپا نيمي از مردم قاره آفريقا به آن زبان سخن مي‌گويند.‏اين رويکرد سخت و غير قابل انعطاف رفتار دولتي است که بنيانگذار حقوق بشر و مهد دموکراسي است.》

@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment