آنی تو
آن کنایه‌ی مرموز
که در نهفت عشق روان است.
دانستن‌اش ضرور،
و گفتن‌اش محال!
تو...، آنی تو.
‌
از ما گذشت
باید به ابر بیاموزیم
تا از عطش گیاه نمیرد.
‌
باید به قفل‌ها بسپاریم
با بوسه‌ای گشوده شوند
بی‌رخصت کلید.
‌
«نصرت رحماني»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment