اگر به تاریخ دقیق نگاه کنیم، میبینیم که مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی، از جمله اصلاحطلبان، همگی ریشه در یک تفکر دارند و دشمنی تاریخیشان با نهاد سلطنت به سقوط حکومت پهلوی در سال ۵۷ انجامید.
اما حقیقت امروز ایران این است که جنبش سبز دیگر وجود خارجی ندارد؛ بسیاری از افرادی که در سال ۸۸ در آن جنبش حضور داشتند، اکنون پادشاهیخواه شدهاند.
ملت ایران در این سالها تغییر کردهاند و برخلاف سال ۸۸، به این نتیجه رسیدهاند که تنها نظامی که میتواند ضامن آزادی و دموکراسی باشد، پادشاهی مشروطه است.
اینکه گفتمان تحولخواهی رشد کرده، قابل تأمل است؛ اما این گفتمان باید مرز خود را با اصلاحطلبی که بخشی از نظام جمهوری اسلامی است، روشن کند.
تجربه نشان داده که «تحولخواهی» بدون عبور از جمهوری اسلامی و بدون اتکا به یک نظام سیاسی ریشهدار، محکوم به شکست است.
پادشاهی مشروطه به دلیل داشتن سابقه تاریخی و نماد وحدت ملی، شانس بیشتری برای بازسازی ایران و ایجاد یک دموکراسی واقعی دارد و چون هم از افراطگرایی دور است و هم میتواند پایهای برای گذار مسالمتآمیز باشد.
اکثریت پادشاهیخواهان افرادی قانونمدار و معتقد به دموکراسی هستند که به حقوق سیاسی همه گروهها، از جمله مخالفانشان، احترام میگذارند.
افراطیها در هر جریان سیاسی ممکن است دیده شوند، اما نمیتوان آنها را نماینده کل آن جریان دانست.
پادشاهی مشروطه بر پایه قانون اساسی و نقش نمادین پادشاه استوار است، و هدف اصلی آن ایجاد سیستمی است که در آن نه تنها قدرت مطلقه وجود نداشته باشد، بلکه حقوق تمامی افراد و گروهها تضمین شود.
تمرکز ما بر ایجاد فضایی است که همه بتوانند در آن زندگی سیاسی آزاد و عادلانهای داشته باشند.
امیدواریم این اشتراک در گفتمان دموکراسی و قانونگرایی بتواند راهی برای همزیستی سیاسی آینده ایران باشد.
➖➖➖@PN_KFP