قمریِ خوشخوانِ صبحِ پنجره
این غروبِ پرهیاهو
این شبِ تارِ لبِ بامِ طلوع
می روند آخر
بخوان!...

این قفس این میله‌ها
              این برگریزِ پی‌به‌پی
آتشین ابری که می‌بارد به شهر
سنگبارِ این زمستانِ یخی
بشکند روزی
           شکوفد فصلِ نو
گل کند خورشید ما هم
خوش بمان!...

ماهِ خود بیرون بکش از پشتِ ابر
باز بنیان کن تو باروی خیال
شعرِ پر شوکت
        برای آرزوی من بخوان.

پوریا اشتری

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment