This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت سالروز بازداشتِ #سعید_سلطانپور

نغمه در نغمه‌ی خون

به‌ چهره‌های ناآشنا که لبخندشان زياد صميمی نبود برخورديم. اطراف خانه بوی رفاقت نمي‌داد
«قزل» بديدارمان شتافت و توضيح داد که؛حدود ظهر ۲ نفر پاسدار آمده بودند سعيد را ۲ساعتی برای سوال و جواب ببرند. ولی من راه‌شان ندادم و در را بستم. فکرکرديم که حتماچيزمهمی نبود
گروه موسيقی‌که به‌دعوت ‏خانواده‌‌سعيد به‌جشن آمده بودند، می‌نواختند و عده‌ای هم می‌رقصيدند. حتی خود سعيد به‌همراه آنان می‌رقصيد تا شايدشادی را به‌فضای سنگين جمع بازگرداند. پاسدارها موافقت کرده بودند که تا پايان مراسم مزاحمتی ايجاد نکنند و پس از آن فقط ۲ساعت سعيد را برای سوال و جواب می‌برند و خودشان هم او را برمی‌گردانند
‏همه می‌دانیم این «‌۲ساعت» ۶۵روز طول کشید، گویا فقط ۲بار با مادرش ملاقات کرد

۶۵روز شلاق و شکنجه روی تن مقاوم شاعر #شراره‌_های_آفتاب نشست. سعید همان‌ها را که سروده بود زیست و تا آخرش ایستاد تا روز اعدام باگلوله‌ای در دهان ودرچشم، در تكه‌های يخ در سردخانه، باشعله‌ای در دهان و چشم، نغمه در نغم‌ی خون غلغه زد، تندر شد.

ویدئو و متن از منوچهر

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment