همه جا هستم و نیستم پیش تو هستم و تنهام منو از خودم رها کن یه هوای تازه میخوام خسته و زخمیِ زخمی ابریِ ابریه چشمام نشو دلواپس من که خیلی وقته خیلی تنهام به دنبال کی میگردی منو نشناختی و نشناس تو چه دور باشی چه نزدیک یکی از ما هنوز تنهاست هنوزم رد پاهامو فقط برگان که میدونن تو پاییزی که چهار فصله تموم سال میمونن همه جا هستم و نیستم یه لبخندم که غم داره میون آدما هست و به تنهایی گرفتاره نگاهی که با هر آینه تموم عمرشو قهره شبا پَرسهزنون بیدار تو کوچههای این شهره