▪️اقلیت مخاطبان همیشگی▪️ستگادین ۱ خرداد ۱۴۰۱
این پلهی ترقی است، نه راهی برای کوتاهآمدن.
رسانهها و فرهنگمان، ساختن چیزی همگانی و پرهیز از حد مرزها و سرمایهگذاری روی زیرساختهای روبهتوسعه را به ما تحمیل میکنند.
ولی معلوم شده است که کیفیت، قدرت جادویی و رضایت میتواند جای دیگری باشد. نه بخاطر اینکه نمیتوانیم بزرگتر شویم بلکه به این خاطر که ما میتوانیم بهتر شویم.
یکی از سه
رستوران برتر نیویورک، فقط ۱۴ صندلی دارد. مخاطبان درست و فناوری بجا، این امکان را به سرآشپز میدهد که تجربهای افتخارآمیز برای مشتریان فراهم کند. پایین خیابان، یک
کافهی فوقالعاده وجود دارد که نسبت به همسایگانش در وسط شهر، اجارهی کمی میپردازد. هر کسی نمیتواند آنجا را پیدا کند. تمرکز روی تجربهی مشتری، چیزی خلق میکند که برخی افراد به دنبالش هستند.
؛ Eliot Peper
کتابهایی مینویسد که طرفدارانش از خواندن آنها سیر نمیشوند. کتابفروشیهای آنلاین به او اجازه میدهند که بدون نیاز به بستن قرارداد فیلم یا نیاز به ناشری باکلاس، کتابهایش را منتشر کند.
؛ Junior قادر است یک تجارت موفق
تعمیر لوازم را بدون داشتن یک کامیون شیک یا یک دفتر مجلل و فقط با کسب شهرت در یک وبسایت بسیار خاص، راهاندازی کند.
تمرکز روی هنرهای تجسمی هم میتواند یک کسب و کار قابل توسعه ایجاد کند.
PSAudio به مخاطبان زیادی دسترسی ندارد... ولی تمرکز تیم آنقدر دقیق و عمیق است که آنها یکی از بزرگترین و موفقترین عملیاتها را در صنعتشان بوجود آوردهاند.
یا
شکلات یا
نرمافزار یا
غذاهای آماده یا...
استراتژی «اقلیت مخاطبان همیشگی» شما را به حال خودتان رها نمیکند، بلکه برعکس. شما نمیتوانید بگویید: «خب ما منتظر مشتریِ گذریِ بعدی میمانیم تا ما را پیدا کند.» به جای آن، شما باید مشتریانتان را انتخاب کنید. باید از خودتان بپرسید که این محصول به درد چه کسی میخورد و برای چیست؟ وقتی مشتریان خود را شناختید، فرصت/تقاضا اینجاست که آنقدر لذت و رابطه با مشتری خلق کنید که آنها تصمیم بگیرند شما را برای همفکرانشان تبلیغ کنند.
نه همه، بلکه یک نفر. و آشکار شده است که به دست آوردن یک نفر، به آن آسانی که به نظر میرسد نیست. وقتی شعار «شما میتوانید هر کسی را انتخاب کنید و ما هرکسی هستیم.» را کنار میگذارید، باید دشواری این تعهد را به جان بخرید و ارائهدهندهای شوید که اگر نباشید، مردم دلشان برای شما تنگ شود. کار آسانی نیست ولی برای رسیدن با این نوع تمرکز، راه دیگری وجود ندارد.
چارهی کار، خاصبودن است. هیچ ربطی به توسعهپذیری محض ندارد بلکه کاملاً به این ربط دارد که چقدر در مورد کاری که واقعاً میخواهید انجام دهید شفاف و روراست هستید و چه استانداردی برای محصولتان تنظیم میکنید که مردم با آن ارتباط بگیرند و با آن تغییر کنند.
چه چیزی بهتر از این؟
.