✳️ سه پارادایم سیاست نوآوری: تحقیق و توسعه، نظام ‏های نوآوری و تغییر تحول ‌‏آفرین

✅ سیاست علم، فناوری و نوآوری را نمونه ‏های اصلی پیوسته ‏ای شکل می ‏دهد که در بافتار تاریخی ریشه دارند. دو نمونۀ اصلی قدیمی در بحث ‏های سیاست نوآوری کنونی، حاضر و غالب ‏اند:

🔹نخستین نمونۀ اصلی با نهادینه ‏شدن حمایت دولتی از علم و نیز تحقیق و توسعۀ پس از جنگ جهانی دوم و با این فرض آغاز شد که می ‏تواند به رشد کشورها کمک کند و به شکست بازار در
تأمین خصوصی دانش جدید بپردازد.

🔸نمونۀ اصلی دوم در دنیای ِ درحال جهانی ‏شدن دهۀ 1980 و تأکید آن بر رقابتی پدیدار شد که با نظام ‏های ملی نوآوری برای خلق دانش و تجاری ‏سازی شکل گرفت. سیاست علم، فناوری و نوآوری بر برقراری پیوندها، خوشه ‏ها و شبکه ‏ها و نیز برانگیختن یادگیری بین عناصر موجود در نظام ‏ها و زمینه ‏سازی برای کارآفرینی متمرکز است.

🔹سومین نمونۀ اصلی، که به مشکلات اجتماعی و محیطی معاصر ـ مانند اهداف توسعۀ پایدار و تقاضا برای تغییرات تحول ‏آفرین مربوط است، با دو نمونۀ اصلی قبل تفاوت دارد. در ادبیات گذارهای پایداری، منظور از تحول، تغییر نظام ‏های اجتماعی ـ فنی است.

در این مقاله، ماهیت نمونۀ اصلی سوم با هدف شناسایی ویژگی ‏های اصلی و پتانسیل آن برای بازنگری در دو نمونۀ اصلی قبلی بررسی شده است.

🔺یکی از ویژگی ‏های اصلی این نمونۀ مثالی، تمرکز آن بر تجربه ‏کردن خود کشورهاست، و این استدلال که کشورهای جنوب (در حال توسعه، کمتر توسعه ‏یافته و اقتصادهای نوظهور) برای پیروی از الگوی تحول در کشورهای شمال (توسعه ‏یافته) به تلاش ‏های همپایی نیاز ندارند.

در این مقاله استدلال می ‏شود که هر سه نمونۀ اصلی به سیاست ‏گذاری مرتبط است، اما بررسی گزینه ‏های موجود برای سیاست نوآوری تحول ‏آفرین باید در اولویت قرار داشته باشد./كانال قواعدبازی

Comments

Be the first to add a comment