یادی کنیم از #ایرج_میرزا و شعری که در هجو شیخ فضل اللّه نوری سرود...

حجة الاسلام کتک می زند
بر سر ومغزت دَگَنَک می زند

گر نرسد بر دگنک دست او
دست به نعلین و چُسَک می زند

این دو سه گر هیچکدامش نشد
با حَنَک و تحت حَنَک می زند

تا نشوی پاره خبردار باش
گاه حَنَک را به هَتَک می زند

گر کومکت رستم دستان بود
هم به تو و هم به کومک می زند

ور بکند پا بمیانی فلک
چوب به پاهای فلک می زند

چک زنِ سختی بود این پهلوان
ملتفتش باش که چک می زند

ور الک تنها کافی نشد
هم به الک هم به دولک می زند

گویند آقا همه شب زیرِ جُل
از تو چه پوشیده کَمَک می زند

چون ببرد دست به سیخ کباب
بر جگر ریش نمک می زند

نرمک نرمک به سر انگشت خویش
دیم دَدَدَک دیم دَدَدَک می زند

مختصرا هر شب در جوف پارک
یارو صد جور کلک می زند

حالا در حضرت عبدالعظیم
شیخ درِ دوز و کلک می زند

ان شاءاللّه دو روز دگر
خیمه از آنجا به دَرَک می زند

منعش اگر کس نکند بی ریا
دست تصرف به فَدَک می زند

وان جگرِ نازُکش از بهرِ پول
روزی صد مرتبه لک می زند

مجلس شوراست که با دست حق
سیمِ بَدان را به مِحَک می زند

هر جا خواهی به سلامت برو
ملّت اللّهُ مَعَک می زند

قافیه هر چند غلط شد ولی
شیخ ز بیکاری سگ می زند
https://t.me/flith/12707
@flith

Comments

Be the first to add a comment