وقتی سخن از ملاقات مجازی میرود، ذهنها بیدرنگ متوجه همین دیدارها و گفتوگوهایی میشود که به روزگارِ ما، در محیطهای مجازی متداول است. پدیده و امکان تازهای که گذشتگان هیچ تصوری از آن نداشتهاند. با اینهمه، از یک نظرگاهِ کاملا متفاوتی، باید گفت عارفان ما نیز بر وجود دو نوع ملاقات قائل بودهاند: مجازی و حقیقی. آنها بسیاری از ملاقاتها را که صرفا به دیدار جسمها و قالبها متوقف گشته، راهی به جهان درون و باطن انسان نمیبُرده است؛ ملاقات مجازی میدانستهاند، نه ملاقات حقیقی که در آن، جانها به دیدار هم نائل میشوند.
عینالقضات همدانی، این معنای لطیف را در آغاز یکی از نامههایش به شخصی که او را برادر مخلص و دوست عزیز خود میخواند در میان میگذارد. سخن عینالقضات، چنان صمیمی و تابان و دلنشان است و با شهود و یقین آدمی همآوا و سازگار، که فهم و قبول آن، به شرح و دلیلی حاجت ندارد.
"ای برادرِ مخلص و ای دوست عزیز! خدای تعالی اسباب ملاقات میسّر کُناد حقیقتا و مجازا. دانی که حقیقت و مجاز چه بُوَد؟ چون قالب وا قالب رسد این ملاقاتِ مجازی بُوَد اهل حقیقت را. و چون جان با جان رسد این ملاقاتِ حقیقی بُوَد. قُربُ الاَبدانِ مَع تباعدِ القلوب جز دردِ سر نَبُوَد. و حاشا که آن عزیز چنین بُوَد که در غیبت هم حاضر است، و اگرچه به ظاهر فراقی هست، در باطن همه قربت است." (خاصیت آینگی، گزیده آثار فارسی عینالقضات همدانی، نشر نی، ص ۱۹۱).