▪️پلتفرم و ناظر

▪️ست‌گادین | شنبه ۲۴ دی ۱۴۰۱



چه کسی دستش روی صفحه‌ی شماره‌گیر است؟

اگر با شخصی که در اپل، آمازون، گوگل، لینکدین، فیس‌بوک و غیره کار می‌کند صحبت کنید، خوشحال خواهند شد که نکات مفیدی را به شما در مورد نحوه‌ی کار با این پلتفرم‌ها بگویند و اینکه چگونه می‌توانید توجه بیشتری به پادکست یا وبسایت یا عکس‌های خود جلب کنید.

در این وضعیت مفید، آنچه گفته نمی‌شود، یک سوگیری غیرقابل مشاهده است: آنها طرز فکر پلتفرمی دارند.

این برعکسِ تفکرِ یک شرکت ضبط ترانه یا یک ناشر کتاب یا روزنامه است که مهم‌ترین کارشان، نظارت و سرپرستی(curation) است. یعنی انتخاب آنچه در صفحه‌ی اول می‌آید.

البته پلتفرم‌ها مدت‌ زمان درازی سرپرست داشته‌اند، اما به جای انکار این نقش، آن را پذیرفته‌اند. مدیران برنامه‌های ایستگاه‌های رادیویی تصمیم گرفتند که در این چرخش مسیر سنگین چه بکنند و صاحبان کتابفروشی متوجه شدند که چه چیزی را در ویترین قرار دهند یا چه کسی را پشت صندوق قرار دهند. این رهبران پلتفرم فهمیدند که تصمیم آنها برای تبلیغ «چیزی » به جای همه‌چیز، بخش کلیدی کارشان است.

طرز فکر پلتفرمی، به نوعی مستأصل و درمانده است. چون الگوریتم مسئول کارهاست، آنها نیستند. داده‌ها تصمیم می‌گیرند، آنها تصمیم نمی‌گیرند.

در کوتاه‌مدت، این سوگیری از بسیاری جهات مفید است. خطاهای مسوول نگهداری و کنترل اطلاعات و دسترسی‌ها(gatekeeper) را از بین می‌برد. از آنجایی که برای همه‌چیز شانسی وجود دارد، هوشیاربودن به عنوان مسوول نگهداری، اهمیت کمتری دارد. زمانی که Decca ، گروه بیتلز را رد کرد، این اشتباهی بود که برای چندین دهه برای آنها هزینه داشت. یک مدیر پلتفرم، نباید نگران این چیزها باشد، زیرا او می‌تواند همه را در اختیار داشته باشند و اجازه دهد بازار خودش اوضاع را مرتب کند.

اما این درماندگی آموخته‌شده و گزینشی در مورد مدل ذهنی پلتفرمی، دو مشکل دارد:

اولین مشکل این است که صحیح نیست. به همین سادگی. الگوریتم خودش را نمی‌نویسد. گسترش سخنان تنفرآمیز در پلتفرم‌هایی مانند توییتر، به این خاطر امکان‌پذیر است که الگوریتم به آنها پاداش می‌دهد. دستورالعمل‌های بیهوده‌ای که مردم در وبسایت‌ها می‌سازند، به این خاطر وجود دارند که الگوریتم گوگل به آنها پاداش می‌دهد. و بله، هزینه‌های مضر اضافی که خطوط هوایی دریافت می‌کنند، به این دلیل وجود دارند که وب‌سایت‌های مسافرتی، پروازهایی با هزینه‌های پنهان را نسبت به آنهایی که هزینه‌های واقعی را صادقانه اعلام می‌کنند، در رتبه‌‌ی بالاتری قرار می‌دهند.

هنگامی که پلتفرم‌ها رشد می‌کنند، در اغلب اوقات، افراد سخت‌کوش و خوش‌نیت را وارد کار می‌کنند تا مردم را درگیر کنند، این به نوعی حائل بین سازندگان و الگوریتم است، اما به آنها آموزش داده می‌شود که خودِ الگوریتم، مقدس و غیر قابل مداخله است. ما با ذهنیت پلتفرمی، همه‌چیز را می‌فروشیم، نمی‌دانیم چگونه چیز (خاصی) را بفروشیم.

با تیم پادکست اپل( آنهایی که ظاهراً می‌توانند با تبلیغ آن پادکست، مرگ و زندگی‌اش را رقم بزنند ) به چند جلسه بروید تا به زودی متوجه شوید که اپل، واقعاً این دغدغه‌ را ندارد که به کاربران زیادی کمک کند تا پادکست‌هایی را پیدا کنند که الهام بخش باشد و آنها را آموزش دهد. در عوض، آنها فقط مشغول تغذیه‌ی پلتفرم هستند.

نتفلیکس زمانی در اوج لحظات موفقیت ظاهر می‌شود که پارادایم پلتفرم را درهم شکسته و به سمت سرپرستی و نظارت تغییر جهت می‌دهد.


ادامه...




.

Comments

Be the first to add a comment