درود دوباره کاوه جان
لطف کن در صورتی که ایرادی نمیبینی این شعرو بزار تو گروه
با سپاس

سرایم به شعری ز شاهان عشق
همانان که تاریخشان گشته صد سرنوشت
ز کوروش و داریوش و کمبوجیه
چه گویم ز نادر در این قافیه
انوشیروان ، خسرو و مهرداد
بلاش ، اردوان و بزرگ فرهاد
چه گویم ز شاپور و بهرام و زند
ز شاهان پهلویِ سودمند
سخن گویم از هر چه سردار مَرد
که گمنامی این دلیران به درد
بزرگی چو بهرام چوبین کجاست
شناساندن آریوبرزن توراست
کجا همچو پیروز و رستم بُدَند
کجا یک ز دشمن سورنا شدند
همانند جادویه یک تن نبود
رحیمی ، جهانبانی بی سقوط
کجا چون محقق بیامد پدید
چه کَس خسروداد را سرافکنده دید
همه پُر ز عشق وطن بوده اند
برای وطن جان و تن داده اند
بیامد به ناگه شیطانِ پیر
حرامی که بود نطفه اش پُر شریر
همه جانِ آزادی ایران گرفت
شگفتا ، شگفتا ، شگفتا ، شگفت
که ایرانی کور و کر گشته را
زبان و دهان از سخن بسته را
ز صد حیله و مکر اهریمنان
بهاران ما را نمودش خزان
بزرگان میهن همه سر برید
چنانی که انسان شبیهش ندید
ز دانش تهی و ز بینش تُهی
نبودش ز حکمت نشانِ بِهی
کنون کار ما سهل و آسان بُوَد
مباد هموطن یک پریشان بُوَد
همه دیده ایم مکر این تازیان
به میدان رویم بهر آیندگان
شدیم مادر از بهر فرزندمان
پدر گشته ایم از بر کودکان
زمین میزنیم هر چه ملا بُوَد
چپی و مجاهد و طماع بود
شویم شیر خشمی در این بیشه زار
ز ما اتحاد و ز آنان نزار
به فریاد جاوید باد شاهمان
رضا شاه دوم در ایرانمان


شاعر : شایان
➖➖➖
@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment