#الف
🔺آفتابگردان!
▫️تحریریه جامعه نو: امشب میخواهیم به افتخارِ یک همکار سابق، یک الف ویژه تقدیم کنیم که مثل برخی رستورانها، موسیقی هم دارد. ویژه است چون تا به حال الفِ موزیکال نداشتهایم. ابتدا ببینیم میخواهیم دربارۀ چه کسانی حرف بزنیم و مقدمهاش را از یک الفِ سه سال پیش میآوریم:
«حرف زدن دربارۀ خودمان را میتوانیم با شعبدۀ سیاسیِ بوریس جانسون شروع کنیم و یا چرچیل و موسولینی و حتی سارا پیلین. اگر این آخری را به جا نیاوردید اشاره کنیم که فرماندار آلاسکا و نامزد معاون اولیِ ریاستجمهوریِ امریکا در رقابتِ ناکامِ مرحوم جان مککین با اوباما بود. همهٔ این افراد پیش از ورود به عرصۀ سیاست روزنامهنگار بودهاند و این حرفه نردبان آنها برای پریدن از موقعیتِ ناقد قدرت به عرصه و اریکۀ قدرت بوده است. فاشیست بین آنهاست، بیسواد و کودن (پیلین) هست، شارلاتانِ هنرپیشه هست و البته رهبرانی تیزهوش و خردمند مانند چرچیل. آدمِ شرافتمند هم در میان آنها هست که هم در کار رسانه و هم حرفۀ سیاست، شرافت و سلامتِ اخلاقیِ خود را نفروختند. میرحسین موسوی را که زمانی سردبیرِ روزنامه بود، میتوان در شمار گروه اخیر آورد. هرچند تعداد کسانی که از نردبان روزنامهنگاری برای پرش به عرصۀ قدرت سود میجویند زیاد است اما تعداد کسانی که این طریق را شرافتمندانه میپیمایند و شرافتمند عمل میکنند کم است؛ اغلبِ افراد مثل موسولینی و سارا پیلین میشوند تا چرچیل و موسوی. زبانمان لال، شغلِ بهشدت شارلاتانپروری است.
اما شارلاتانیسمِ شایع در این حرفه، در موارد معدودی به نخستوزیری و ریاستجمهوری ختم میشود. بخش اعظمِ بالاروندگان از نردبان ژورنالیسم به سوی عرصۀ سیاست و قدرت، یکی دو پله بیشتر بالا نمیروند و عاقبت کارشان به نوکریِ صاحبان قدرت، قلمفروشی و شیوۀ رسوایی از بازیگری رسانهای ختم میشود. رفتاری خیانتبار نسبت به دعاویِ فردی و به وظیفۀ مفروضِ اجتماعی...»
امروز هم، عرصۀ روزنامهنگاریِ ایران مزرعۀ آبادی است روئیده از این نوع آدمها. بانی و باغبانش در بالای هرم قدرت نشسته است و ثمراتش را نیز در مقام سردبیر و مدیرمسئول روی شاخۀ روزنامههای حکومتی میتوان دید و ایضاً در هیئت مفسران احزابِ کاسبکار و نان و کرهخور به نرخ تردستی، که سابقاً روزنامهنگار بودهاند! کسی از آینده خبر ندارد ولی شک نکنید همینها که این روزها رازهای نهانیِ اقتدارگرایان را تئوریزه میکنند، مؤید ژنرالی هم خواهند بود که روزی روحانیون را به اعماق مسجدها خواهد راند و استدلالش «لزوم ده سال حکومت نظامی برای تثبیت نظم عمومی و نرخ رشد اقتصادی» است. این تکه توصیۀ تحلیلیِ آخر را از مصاحبۀ یکی از اعضای شاخصِ حزب «خرده شبهلیبرالِ» کارگزاران در یکی دو سال پیش آوردیم که استعدادی شگرف در تئوریزه کردنِ بخشِ فاشیسمگرای حکومت دارد و موزیکال شدنِ الفِ امشب به افتخار صدور دستورِ تولید بمب اتمی اوست.
امشب اسم و کلهپاچۀ خیلیبالارفتهها از ریسمان روزنامهنگاری را در الف ریختیم. فرصت کم است وگرنه داستانِ حکومتسازیِ یک روزنامهنگار دیگر، کارلوس داویلا (Carlos Davila) در شیلی را هم برایتان تعریف میکردیم که دستِ همگنانِ ماجراجوی ما در ایرانِ امروز را هم بسته بود: روزنامهنگار، هنرپیشه، کودتاباز، دولتساز، سوسیالیست، رئیس خونتا، دیکتاتور و...!
تعداد آنها کم نیست و ایدههای بهترینشان در ایران، حاصل فسادِ آرمانهای طبقۀ متوسط در گندابِ تولیدِ نوبورژواهای تغذیهکننده از رانتهای مسمومِ احزابِ غلتیده در دامن اقتدارگرایی است! اینان برای جوامع خطرناکاند و این خطر، ویژۀ این حرفه است: سِیری غریب از آرمانگرایی به اقتدارگرایی! نمونهاش را هر روز مردم ایران در سیر تطور و تکاملِ ما روزنامهنگاران میبینند و به همین دلیل است که عنوانِ مطلبی که از آن نقلی در مقدمه آوردیم «به ما اعتماد نکنید!» بود؛ چه به فرصتی در آن سوی مرز، آژیتاتورِ حکومتهای بیگانه باشیم و چه به فرصتی در اینسو، معرکهگیرِ چماقِ اتمی شویم! دریغ از زندانی که به دورانِ کمالطلبی در چندین ماه دراز، در تنگنای سلولی تکافتاده از جهان کشیدیم! ..."چه ستانی به سیمِ گل؟"
حرف تلخ را بس کنیم. کمی موسیقی گوش کنید که جورجو گابر در آن بسیاری از ما را توصیف میکند!
🆔 @jameenohttps://youtu.be/3bPpytAHrok