کجایِ جهان بگذارماَت
تا زیباتر شود آنجا؟ستاره به ستاره
به جادویِ ذهن و بالِ شهاب
گرداندهام
کاکُلِ گُلبویت رابه هر ستاره
تاری دادهام
طُرّهای به هر منظومه
به هر کهکشان دستهای
به کیهان
عطری دادهام
که میگردد گیج
گِردِ خویش
کوچه به کوچه رفتهام
شهر به شهر
دیار به دیار
ناماَت را
به یادِ هر پنجره آوردهامبه یادِ هر چارراه
به یادِ هر بندر
و فرودگاه
تا نظام یافته
آشناییها
نظام یافته
تپشها
و جهانی شده
زبانِ اندوه
برگ به برگ
بُردهام طراوتِ رُخسارت را
با بالِ پروانه و تارِ مویِ نسیم
درخت به درخت
و جنگل به جنگل
و سبزینهیِ جاناَت را
قسمت کردهام
میانِ خشکهای جهان
تا جان یافته باشد هر چیز
و ایستاده باشد هر چیز
کمربسته
برابرِ بلندای خُرّماَت
کجایِ جهان بگذارماَت
تا زیباتر شود آنجا؟
برگ به برگ و ساقه به ساقه
به باغهایِ جهان دادهام
ناماَت راو چشماناَت را
به آسمان دادهام
تا ببینی مرا همکه نمیبینم جز تو را
با هزار چشم و هزار ستارهیِ مساماتام...
منوچهر آتشی#انقلاب_ایران
@designmanufacturing