دخترم، تو شاهدی…

دخترم، امروز تو را با خود آوردم، تا ببینی، تا بفهمی، تا لمس کنی آنچه را که سال‌هاست بر ما می‌گذرد. نمی‌خواستم تنها از رنج بگویم، نمی‌خواستم تنها از زخم‌هایی روایت کنم که بر پیکرمان نشسته است. می‌خواستم خودت ببینی، خودت بشنوی، خودت حس کنی که چگونه قامت‌هایی که عمری در سازندگی این سرزمین خم نشد، اکنون زیر بار بی‌عدالتی و تاراج حقوق‌شان دو تا شده است.

ما نسلی بودیم که ساختیم، که پرداختیم، که امید بستیم به روزهای آرام بازنشستگی، به سال‌هایی که قرار بود در سایه‌سار امنیت بگذرد. اما ببین دخترم، چه شد. آنچه به ما وعده دادند، سراب بود. آنچه برایش سال‌ها عرق ریختیم، نانی شد که امروز شرم داریم بر سفره بگذاریم. بیمه‌ای که با خون دل پرداختیم، دستمایه چپاول شد. و ما، مردمانی که عمری آموخته بودیم بسازیم، امروز ناچاریم فریاد بزنیم.

دخترم، امروز دستت را گرفتم و به میان این جمع آوردم تا شاهد باشی که چگونه پدرانت، مادرانت، کسانی که روزی ستون‌های این جامعه بودند، برای ابتدایی‌ترین حقوق خود، برای آنچه که حق مسلم‌شان است، در خیابان‌ها ایستاده‌اند. می‌خواستم بدانی که سکوت، مرگ تدریجی انسان است. که اگر امروز ما خاموش بمانیم، فردا نوبت توست.

تو می‌دانی، ما نسلی نبودیم که تن به ذلت دهیم. ما نسلی بودیم که ساختیم، که ایستادیم، که جنگیدیم. اما امروز، در پیری، در دوران استراحتی که هرگز از آن خبری نشد، باید باز هم فریاد بزنیم، باز هم مطالبه کنیم، باز هم در میدان باشیم.

و تو، دخترم، فردای این سرزمین هستی. ببین، به خاطر بسپار، و بدان که حقی که گرفته نشود، غصب می‌شود. عدالت، گدایی‌کردنی نیست. حق، دادنی نیست، گرفتنی است. امروز که در کنارم ایستادی، فردا نوبت توست که تصمیم بگیری: یا در صف مطالبه‌گران باشی، یا در زنجیرشدگان خاموش.

انتخاب با توست، اما یادت باشد، ما راه را نشان دادیم…

یکشنبه/۱۲ اسفند ۱۴۰۳ / تجمع بازنشستگان شوش،کرخه،هفت‌تپه

از کانال :سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment