🗯 چند ماهی هست که بین بعضی از خوانندههای قدیمیتر رپ فارسی اختلافاتی افتاده. اخیراً این اختلافات وارد کارهاشون هم شده و بعضی از این خوانندهها آهنگهایی علیه هم منتشر کردن. از جزئیات اختلافات که بگذریم، به نظرم هستۀ مرکزی این نزاعها اهمیت داره.
میشه یه طیف رو در نظر گرفت که انتهای یه طرفش «اعتراض» و انتهای طرف دیگهش «سرگرمی»عه و خیلی از خوانندههای رپ فارسی رو تو یه جایی از این طیف قرار داد؛ محتوای آثار بعضی خوانندهها به سر «اعتراض» طیف نزدیکتره و محتوای بعضی دیگه به سر «سرگرمی». نباید خوانندههایی که به «اعتراض» نزدیکترن، همهشون رو یکی دونست. اینکه چه چیزی رو باید نقد کرد، به چه چیزی باید اعتراض کرد و نگاه مخاطب رو به چه چیزی جلب کرد، موضوعیه که خوانندههای طرف «اعتراض» رو با هم متفاوت میکنه.
🗯 خوانندههای طرف «سرگرمی» توی آهنگهاشون، اعتراض یا انتقادی ندارن؛ اونا میخوان برای لذت بخونن، میخوان "عشق و حال" کنن، که گهگاهی هم موسیقیهاشون سمت «شیش و هشت» میره.
حالا اختلافی که بین بعضی از قدیمیترهای رپ فارسی رخ داده رو توی این فضا شاید بهتر بشه درک کرد: اینیکی به اونیکی میگه که "تو به نهادهای قدرت وصلی" و اونیکی هم به اینیکی میگه "تو همیشه غر میزنی".
به نظرم توی چنین نزاعها و بحثهایی یه نکته رو نباید نادیده بگیریم: اینکه «چه اثر هنریای، سیاسی محسوب میشه؟». منظورم از "سیاسی"، فقط نقد وضع موجود نیست، سیاسی میتونه به معنای حفظ وضع موجود هم باشه.
🗯 بارها میخونیم و میشنویم که یه هنرمند (بازیگر یا خواننده) میگه "من سیاسی نیستم"، "من رو قاطی این مسائل نکنین"، "من دارم کار خودمو میکنم، من میخوام دل مردم رو شاد کنم"، "من میخوام مردم بزنن و برقصن". این "شاد کردن دل مردم" یعنی چی؟ این هنرمندا که مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه رو «حل» نمیکنن، پس چجوری مردم رو شاد میکنن؟ چجوری کسی که درد داره، بدون اینکه دردش تسکین پیدا کنه، شاد میشه؟
باید دردشو فراموش کنه. و این کاریه که این موسیقیها با ما میکنن.
حالا سؤال من اینه: فراموش کردن دردهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، به نفع نهادهای قدرته یا به ضررشون؟
🗯 به خاطر همین، حتی آثاری که به قصد سرگرمی ایجاد میشن، جنبههای سیاسی دارن؛ منتها نه در نقد وضع موجود، بلکه در جهت حفظ وضع موجود. و به همین دلیل هم معتقدم این آثار باید شدیداً نقد بشن. چون این آثار «ظاهری» بیطرف دارن که گویی هیچ ربطی به نهادهای قدرت ندارن. ولی توی زمین سیاست دارن بازی میکنن. مثلاً وقتی تو یکی از آثار سرگرمیمحور تلویزیونی گفته میشه "حال مردم توی خونه چطوره؟ عااااااااالی"، این جمله رو غیرسیاسی باید تعبیر کنیم؟ فراموش نکنیم که این جمله بارها و بارها تو چه جامعهای تکرار میشد.
در مورد بخشی از رپ فارسی هم من همینطور نگاه میکنم. موسیقیهایی که ظاهر "عشق و حال" دارن، اما حافظ وضع موجودن. و دقیقاً خطر همینجاست: افراد با نگاه تفریح به این موسیقیها نگاه میکنن؛ ولی این موسیقیها با نگاه تفریحی به آدمها نگاه نمیکنن!
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe