🖋🖋داریوش آشوری در دیماه ۱۳۴۰ (معادل اواخر ۱۹۶۱ میلادی) به اسرائیل سفر کرد. این سفر در قالب شرکت در یک سمینار دانشجویی بینالمللی انجام شد. او در آن زمان عضو گروه «نیروی سوم» (به رهبری خلیل ملکی) بود و پس از بازگشت، مطالبی در دفاع از اسرائیل نوشت. سفرنامه کوتاهی از او هم ظاهراً در شماره اول مجله «کیهان ماه» منتشر شد که با نقلقولهایی از عهد عتیق آغاز میشد و توصیف مثبتی از اسرائیل (مانند فرودگاه تلآویو و سازمانیافتگی آن) داشت.
جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷/۱۳۴۶ اتفاق افتاد، مقالهای هم که آقای آشوری درباره عقده ضدیهودی بودن روشنفکران ایران نوشته و در گویانیوز منتشر کرده، در همان سال نوشته شده. علی شریعتی در تیر ۱۳۴۶ در مجله فردوسی، همین مقاله آشوری («ضد صهیونیسم و ضد امپریالیسم در شرق») را نقد کرد و او را متهم به «اسرائیلپرستی» و توجیه اشغالگری کرد. شریعتی در بخشی طعنهآمیز نوشت که آشوری «اسم ایرانی، لقب آشوری، نژاد یهودی (العهدة علی الراوی)، مغز مارکسیست انقلابی و عقیده صهیونیست!» دارد و همین -جمله منشأ شایعه سازی علیه او شد. کیهان شریعتمداری هم سالها بعد از همیبن شایعات برای بدنام کردن او استفاده کرد.
بنابراین دیدار آقای آشوری با شاهزاده رضا پهلوی به دلیل اعتقاد یا باور او به شاهزاده به عنوان یک شخصیت رهاییبخش یا به دلیل علاقه آقای آشوری به کشورش ایران نیست. یک دعوا، یک درگیری و اگر بخواهم با زبان اشوری صحبت کنم یک «عقده» کهنه در محیط روشنقکری ایران سببساز آن است. آقای آشوری با این اقدام یک آورده بسیار مهم داشت: تکلیف خود در کهنسالی را با آن درگیری/عقده کهنه روشن کرد و این کم دستاوردی نیست.
بنابراین آقای آشوری از شاهزاده رضا پهلوی سوءاستفاده کرده است برای حل یک عقده دیرینه. رضا پهلوی نه یک «رهبر آینده» که یک «ابژهی انتقالی» (transitional object) است. آشوری از او استفاده میکند تا پیامی به «جامعه روشنفکری» بفرستد: «من همچنان همان کسی هستم که در ۱۳۴۰ بودم، نه آنچه شما از من ساختید.» او با این کنش، وفاداری خود را به «خود جوانیاش» اعلام میکند، حتی اگر این وفاداری به قیمت تخریب وجههاش در افکار عمومی امروز تمام شود.
به یک معنا پهلوی برای آشوری یک «وسیله» بوده برای حل یک کشمکش درونی که ریشه در دهه ۱۳۴۰ دارد. پهلوی برای او «مهم» نیست، بلکه «مفید» است؛ مفید برای بستن یک پرونده کهنه. این نوعی «بهرهکشی روانی» از یک نماد سیاسی برای اهداف شخصیتر است، هرچند خود آشوری احتمالاً چنین تعبیری را رد کند.
من اینها را نوشتم که بگویم دیگرانی که در آن جمع بودند نمیتوانند به هیچوجه به جناب آقای آشوری تکیه کنند. حساب او به دلایلی که باز کردم جداست. بعداً اگر حوصله کنم حساب باقی این جمع را روشن میکنم و این بحث را میبندم. اما برای من از آن جمع فقط آقای آشوری مهم است.
#حسین_نوشآذر
https://www.facebook.com/nushazar/posts/pfbid0uznYVuxuA5XmhDhqLh8UyDw2yeYqKbYPd2qcy1uLwdedJxxiysSsx8Wg62tYuGWil⛑⛑Ellinne