کشتند تا که عشق
بی یار و یادگار بماند
کشتند تا جدا
ز سر انگشت اشتیاق
گل ها بپژمرند به هر شاخ و شاخسار؛

کشتند تا دروغ را به کرسی بنشانند
کشتند تا امید بمیرد
در این دیار
کشتند تا که آزادی
یک نغمه هم ز نی لبک سرخ خود ننوازد
کشتند تا سرود بگیرد به زار زار
آری برای این همه کشتند
کشتند بی شمار...

«سیاوش کسرایی»

#زن‌_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment